Hadith Representative
Riwayat pemerasan susu kambing dan adab penyucian serta mendinginkannya untuk Rasulullah SAW dalam perjalanan hijrah
Imam Bukhari : 2259حَدَّثَنَا إِسْحَاقُ بْنُ إِبْرَاهِيمَ أَخْبَرَنَا النَّضْرُ أَخْبَرَنَا إِسْرَائِيلُ عَنْ أَبِي إِسْحَاقَ قَالَ أَخْبَرَنِي الْبَرَاءُ عَنْ أَبِي بَكْرٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمَا ح و حَدَّثَنَا عَبْدُ اللَّهِ بْنُ رَجَاءٍ حَدَّثَنَا إِسْرَائِيلُ عَنْ أَبِي إِسْحَاقَ عَنْ الْبَرَاءِ عَنْ أَبِي بَكْرٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمَا قَالَانْطَلَقْتُ فَإِذَا أَنَا بِرَاعِي غَنَمٍ يَسُوقُ غَنَمَهُ فَقُلْتُ لِمَنْ أَنْتَ قَالَ لِرَجُلٍ مِنْ قُرَيْشٍ فَسَمَّاهُ فَعَرَفْتُهُ فَقُلْتُ هَلْ فِي غَنَمِكَ مِنْ لَبَنٍ فَقَالَ نَعَمْ فَقُلْتُ هَلْ أَنْتَ حَالِبٌ لِي قَالَ نَعَمْ فَأَمَرْتُهُ فَاعْتَقَلَ شَاةً مِنْ غَنَمِهِ ثُمَّ أَمَرْتُهُ أَنْ يَنْفُضَ ضَرْعَهَا مِنْ الْغُبَارِ ثُمَّ أَمَرْتُهُ أَنْ يَنْفُضَ كَفَّيْهِ فَقَالَ هَكَذَا ضَرَبَ إِحْدَى كَفَّيْهِ بِالْأُخْرَى فَحَلَبَ كُثْبَةً مِنْ لَبَنٍ وَقَدْ جَعَلْتُ لِرَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ إِدَاوَةً عَلَى فَمِهَا خِرْقَةٌ فَصَبَبْتُ عَلَى اللَّبَنِ حَتَّى بَرَدَ أَسْفَلُهُ فَانْتَهَيْتُ إِلَى النَّبِيِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ فَقُلْتُ اشْرَبْ يَا رَسُولَ اللَّهِ فَشَرِبَ حَتَّى رَضِيتُ
به ما گفته است [اسحاق بن ابراهیم] به ما گفته است [ان نذر] به ما گفته است [اسرائیل] از [ابواسحاق] گفته است؛ به من [البرع] از [ابوبکر رضلی الله عنهما] گفته است. و همچنین روایت شده است، به ما گفته است [عبدالله بن راجع] به ما گفته است [اسرائیل] از [ابو اسحاق] از [البرع] از [ابوبکر] رادلی الله عنهومه گفت؛ 'روزی رفتم و یک بزبان را یافتم که مواشی خود را میچراند و گفتم؛ 'شما به کی تعلق دارید؟ '. او پاسخ داد؛ 'متعلق به کسی از قبیله قریش'. بعد او نام خود را گفت که معلوم شد من او را شناختم. بعد من گفتم؛ آیا بز شما شیر دارد؟ او پاسخ داد؛ 'بله، اینجا'. من میگویم؛ آیا شما شیر را برای من بیان میکنید؟ او پاسخ داد؛ 'بله من خواهم کرد'. بنابراین دستور دادم که یکی از بزهایش را بگیرد، سپس به او گفتم کمی خاک روی نوک پستان بز بمالد و سپس به او گفتم که آنها را با هر دو کف دست بگیرد. او میگوید؛ 'این طوری است که انجام میشود'. او کف دست هایش را به هم گذاشت و بعد کمی از شیر را فشار داد. و من یک جام شیشه یی با پارچه ای در آخر آماده کرده بودم، سپس آن را روی شیر مالیدم تا ته شیشه احساس سردی کرد، سپس به رسول الله صلی الله علیه وسلم نزدیک شدم، سپس گفتم؛ 'بنوش ای رسول الله'. از اینرو او آنرا نوشید تا من از آن راضی شدم.