امام دریمی : 101
أَخْبَرَنَا عَمْرُو بْنُ عَوْنٍ عَنْ خَالِدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ عَطَاءٍ عَنْ عَامِرٍ عَنْ ابْنِ مَسْعُودٍ وَحُذَيْفَةَ أَنَّهُمَا كَانَا جَالِسَيْنِ فَجَاءَ رَجُلٌ فَسَأَلَهُمَا عَنْ شَيْءٍ فَقَالَ ابْنُ مَسْعُودٍ لِحُذَيْفَةَ لِأَيِّ شَيْءٍ تَرَى يَسْأَلُونِي عَنْ هَذَا قَالَ يَعْلَمُونَهُ ثُمَّ يَتْرُكُونَهُ فَأَقْبَلَ إِلَيْهِ ابْنُ مَسْعُودٍ فَقَالَ مَا سَأَلْتُمُونَا عَنْ شَيْءٍ مِنْ كِتَابِ اللَّهِ تَعَالَى نَعْلَمُهُ أَخْبَرْنَاكُمْ بِهِ أَوْ سُنَّةٍ مِنْ نَبِيِّ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ أَخْبَرْنَاكُمْ بِهِ وَلَا طَاقَةَ لَنَا بِمَا أَحْدَثْتُمْ
[عمرو بن عون] از [خالد بن عبدالله] از [عثو] از [امیر] از [ابن مسعود] و [حذیفه] برای ما نقل کرده است که هر دو نشسته بودند که شخصی نزد آنها آمد و چیزی پرسید. ابن مسعود از خذیفه پرسید: «به نظر شما برای چه چیزی در این مورد پرسیدند؟» او پاسخ داد: آنها آن را میدانستند اما سپس آن را رها کردند. پس از آن، ابن مسعود نزد او آمد و گفت: «هر چیزی را که از ما در مورد کتاب خدا و سنت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بپرسی و ما آن را بدانیم، به تو خواهیم گفت، اما ما بر آنچه شما (بدعتها) میسازید، تسلطی نداریم.»
امام دریمی : 102
أَخْبَرَنَا أَبُو نُعَيْمٍ حَدَّثَنَا الْمَسْعُودِيُّ عَنْ عَبْدِ الْمَلِكِ بْنِ مَيْسَرَةَ عَنْ النَّزَّالِ بْنِ سَبْرَةَ قَالَ مَا خَطَبَ عَبْدُ اللَّهِ خُطْبَةً بِالْكُوفَةِ إِلَّا شَهِدْتُهَا فَسَمِعْتُهُ يَوْمًا وَسُئِلَ عَنْ رَجُلٍ يُطَلِّقُ امْرَأَتَهُ ثَمَانِيَةً وَأَشْبَاهِ ذَلِكَ قَالَ هُوَ كَمَا قَالَ ثُمَّ قَالَ إِنَّ اللَّهَ أَنْزَلَ كِتَابَهُ وَبَيَّنَ بَيَانَهُ فَمَنْ أَتَى الْأَمْرَ مِنْ قِبَلِ وَجْهِهِ فَقَدْ بُيِّنَ لَهُ وَمَنْ خَالَفَ فَوَاللَّهِ مَا نُطِيقُ خِلَافَكُمْ
[ابن نعیم] از [مسعودی] از [عبدالملک بن میسره] از [نزال بن صبره] روایت کرده است که گفت: [عبدالله] در شهر کوفه هیچ خطبهای نخواند مگر اینکه من در آن شرکت کردم. روزی شنیدم که از او درباره کسی که همسرش را هشت بار طلاق داده است یا چیزی شبیه به آن پرسیده شد، پرسیدند. او پاسخ داد: «آنچه گفته، باطل است.» سپس فرمود: «خداوند کتابش را نازل کرده و آن را بیان کرده است. هر کس طبق آنچه از جانب او آمده عمل کند، قطعاً برای او بیان شده است، اما هر کس آن را نقض کند، به خدا سوگند ما از پذیرفتن اعمال نادرست شما عاجزیم.»
امام دریمی : 103
أَخْبَرَنَا أَبُو الْوَلِيدِ الطَّيَالِسِيُّ حَدَّثَنَا شُعْبَةُ أَخْبَرَنِي عَبْدُ الْمَلِكِ بْنُ مَيْسَرَةَ قَالَ سَمِعْتُ النَّزَّالَ بْنَ سَبْرَةَ قَالَ شَهِدْتُ عَبْدَ اللَّهِ وَأَتَاهُ رَجُلٌ وَامْرَأَةٌ فِي تَحْرِيمٍ فَقَالَ إِنَّ اللَّهَ قَدْ بَيَّنَ فَمَنْ أَتَى الْأَمْرَ مِنْ قِبَلِ وَجْهِهِ فَقَدْ بُيِّنَ وَمَنْ خَالَفَ فَوَاللَّهِ مَا نُطِيقُ خِلَافَكُمْ
به ما گزارش شده است که [ابوالولید ثیالیثی] به ما [سیوعبه] گفته است: به من [عبدالملک بن میسره] خبر داده است که گفت: از [نزال بن صبره] شنیدم که میگفت: من شاهد بودم که [عبدالله] مرد و زنی نزد او آمدند (تا درباره حرام بودن رابطهشان سوال کنند)، سپس او پاسخ داد: «خداوند کتاب خود را نازل کرده است، هر کس کاری را مطابق با آن انجام دهد، شریعت او برای او روشن شده است، اما هر کس آن را نقض کند، به خدا سوگند ما نمیتوانیم بار انحراف شما را بر دوش بکشیم.»
امام دریمی : 104
أَخْبَرَنَا عَبْدُ اللَّهِ بْنُ سَعِيدٍ حَدَّثَنَا حَفْصٌ عَنْ أَشْعَثَ عَنْ ابْنِ سِيرِينَ أَنَّهُ كَانَ لَا يَقُولُ بِرَأْيِهِ إِلَّا شَيْئًا سَمِعَهُ
به ما رسیده است که [عبدالله بن سعید] از [اشعث] از [ابن سیرین] برای ما [حفش] روایت کرده است که: «او هرگز جز آنچه شنیده بود، نظر خود را نگفت.»
امام دریمی : 105
أَخْبَرَنَا عَبْدُ اللَّهِ بْنُ سَعِيدٍ حَدَّثَنَا عَثَّامٌ عَنْ الْأَعْمَشِ قَالَ مَا سَمِعْتُ إِبْرَاهِيمَ يَقُولُ بِرَأْيِهِ فِي شَيْءٍ قَطُّ
به ما گزارش شده است که [عبدالله بن سعید] از [الاعماسی] برای ما [اعتصام] نقل کرده است که او گفته است: «من هرگز نشنیدهام که [ابراهیم] چیزی را تنها با عقلش پاسخ دهد.»
امام دریمی : 106
أَخْبَرَنَا أَبُو النُّعْمَانِ حَدَّثَنَا أَبُو عَوَانَةَ عَنْ قَتَادَةَ قَالَ مَا قُلْتُ بِرَأْيِي مُنْذُ ثَلَاثُونَ سَنَةً قَالَ أَبُو هِلَالٍ مُنْذُ أَرْبَعِينَ سَنَةً
[ابو نعمان] به ما گفت [ابو عوانه] از [قتاده] به ما گفت که او گفت: «من از سی سال پیش هرگز به تنهایی نظر خود را بیان نکردهام. [ابوهلال] گفت: «حتی از چهل سال پیش.»
امام دریمی : 107
حَدَّثَنَا مَخْلَدُ بْنُ مَالِكٍ حَدَّثَنَا حَكَّامُ بْنُ سَلْمٍ عَنْ أَبِي خَيْثَمَةَ عَنْ عَبْدِ الْعَزِيزِ بْنِ رُفَيْعٍ قَالَ سُئِلَ عَطَاءٌ عَنْ شَيْءٍ قَالَ لَا أَدْرِي قَالَ قِيلَ لَهُ أَلَا تَقُولُ فِيهَا بِرَأْيِكَ قَالَ إِنِّي أَسْتَحْيِي مِنْ اللَّهِ أَنْ يُدَانَ فِي الْأَرْضِ بِرَأْيِي
[مخلد بن مالک] به ما خبر داده است، [حکم بن سلم] از [ابو خیثمه] از [عبدالعزیز بن رفيع] نقل کرده است که گفت: از [عثو] درباره چیزی پرسیده شد، گفت: «نمیدانم.» سپس کسی گفت: «چرا فقط با نظر خودت به آن پاسخ نمیدهی؟»، گفت: «از خدا شرم دارم که نظر مرا راهنمای روی زمین قرار دهد.»
امام دریمی : 108
أَخْبَرَنَا إِسْمَعِيلُ بْنُ أَبَانَ أَخْبَرَنِي حَاتِمٌ هُوَ ابْنُ إِسْمَعِيلَ عَنْ عِيسَى عَنْ الشَّعْبِيِّ قَالَ جَاءَهُ رَجُلٌ يَسْأَلُهُ عَنْ شَيْءٍ فَقَالَ كَانَ ابْنُ مَسْعُودٍ يَقُولُ فِيهِ كَذَا وَكَذَا قَالَ أَخْبِرْنِي أَنْتَ بِرَأْيِكَ فَقَالَ أَلَا تَعْجَبُونَ مِنْ هَذَا أَخْبَرْتُهُ عَنْ ابْنِ مَسْعُودٍ وَيَسْأَلُنِي عَنْ رَأْيِي وَدِينِي عِنْدِي آثَرُ مِنْ ذَلِكَ وَاللَّهِ لَأَنْ أَتَعَنَّى بِعَنِيَّةٍ أَحَبُّ إِلَيَّ مِنْ أَنْ أُخْبِرَكَ بِرَأْيِي
به ما [اسماعیل بن ابان] خبر داده است، او گفته است: به من [حاتم بن اسماعیل] از [عیسی] از [عاص سیابی] خبر داده است که گفته است: «شخصی نزد او آمد و چیزی پرسید، سپس گفت: ابن مسعود در این مورد چنین و چنان گفته است. او گفت: «نظر خود را توضیح بده»، سپس گفت: «آیا از این ماجرا تعجب نمیکنی؟» من نظر ابن مسعود را بیان کردم، اما او در عوض نظر من را پرسید. اگرچه دین من برای من اطصر (نظر دوست) است. به خدا سوگند، برای من بهتر است که در مدفوع شتر و ادرار غوطهور شوم تا اینکه نظر خود را برای شما موعظه کنم.»
امام دریمی : 109
أَخْبَرَنَا إِسْمَعِيلُ بْنُ أَبَانَ حَدَّثَنَا حَاتِمٌ هُوَ ابْنُ إِسْمَعِيلَ عَنْ عِيسَى عَنْ الشَّعْبِيِّ قَالَ إِيَّاكُمْ وَالْمُقَايَسَةَ وَالَّذِي نَفْسِي بِيَدِهِ لَئِنْ أَخَذْتُمْ بِالْمُقَايَسَةِ لَتُحِلُّنَّ الْحَرَامَ وَلَتُحَرِّمُنَّ الْحَلَالَ وَلَكِنْ مَا بَلَغَكُمْ عَنْ مَنْ حَفِظَ مِنْ أَصْحَابِ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ فَاعْمَلُوا بِهِ
[اسماعیل بن ابان] به ما خبر داده است که [حاتم] از [عیسی] از [اسیابی] برای ما نقل کرده است که او گفته است: «از قیاس کردن با تکیه بر عقل بپرهیزید، سوگند به کسی که جانم در دست اوست، اگر چنین کنید، حرام را حلال و حلال را حرام کردهاید، اما به اخباری که از اصحاب محمد صلی الله علیه و آله و سلم که در دین دانا هستند به شما رسیده است، عمل کنید.»
امام دریمی : 110
أَخْبَرَنَا سَعِيدُ بْنُ عَامِرٍ عَنْ ابْنِ عَوْنٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِيرِينَ عَنْ عَلْقَمَةَ قَالَ جَاءَ رَجُلٌ إِلَى عَبْدِ اللَّهِ فَقَالَ إِنَّهُ طَلَّقَ امْرَأَتَهُ الْبَارِحَةَ ثَمَانِيًا قَالَ بِكَلَامٍ وَاحِدٍ قَالَ بِكَلَامٍ وَاحِدٍ قَالَ فَيُرِيدُونَ أَنْ يُبِينُوا مِنْكَ امْرَأَتَكَ قَالَ نَعَمْ قَالَ وَجَاءَهُ رَجُلٌ فَقَالَ إِنَّهُ طَلَّقَ امْرَأَتَهُ مِائَةَ طَلْقَةٍ قَالَ بِكَلَامٍ وَاحِدٍ قَالَ بِكَلَامٍ وَاحِدٍ قَالَ فَيُرِيدُونَ أَنْ يُبِينُوا مِنْكَ امْرَأَتَكَ قَالَ نَعَمْ فَقَالَ عَبْدُ اللَّهِ مَنْ طَلَّقَ كَمَا أَمَرَهُ اللَّهُ فَقَدْ بَيَّنَ اللَّهُ الطَّلَاقَ وَمَنْ لَبَّسَ عَلَى نَفْسِهِ وَكَّلْنَا بِهِ لَبْسَهُ وَاللَّهِ لَا تُلَبِّسُونَ عَلَى أَنْفُسِكُمْ وَنَتَحَمَّلُهُ نَحْنُ هُوَ كَمَا تَقُولُونَ
[سعید بن عامر] از [ابن عون] از [محمد بن سیرین] از [علقمه] برای ما نقل کرده است که گفت: شخصی با عبدالله ملاقات کرد و از او شکایت کرد که دیشب همسرش را هشت طلاق داده است. او (عبدالله) پرسید: «با یک کلمه؟» آن شخص پاسخ داد: «با یک کلمه.» عبدالله پرسید: «پس آنها از تو (منثلق) میخواهند که با همسرت ازدواج کنی؟» او پاسخ داد: «بله، درست است.» سپس (علقمه) دوباره روایت کرد: «و شخصی روزی به دیدار عبدالله رفت و به او گفت که همسرش را صد بار طلاق داده است.» عبدالله پرسید: «با یک کلمه؟»، او پاسخ داد: «بله، با یک کلمه.» سپس عبدالله پرسید: «پس آنها میخواهند تو (منثلق) با همسرت ازدواج کنی؟»، او پاسخ داد: «بله، درست است.» پس [عبدالله] گفت: «هر کس منثلق (همسرش) را طبق آنچه خداوند مقرر کرده است، بیان کند، در واقع خداوند طلق را بیان کرده است. از سوی دیگر، هر کس مرتکب عمل عجولانهای در حق خود شود (عمل بیملاحظهای که هیچ توضیحی ندارد)، بیملاحظگی یا عجول بودن او را به خاطر خدا به خودش واگذار میکنیم. «هرگز با خودتان عجولانه رفتار نکنید تا مانند شکایاتی که به من میکنید، احساس خستگی کنیم.»
امام دریمی : 111
أَخْبَرَنَا سُلَيْمَانُ بْنُ حَرْبٍ حَدَّثَنَا حَمَّادُ بْنُ زَيْدٍ عَنْ يَحْيَى بْنِ سَعِيدٍ عَنْ الْقَاسِمِ قَالَ لَأَنْ يَعِيشَ الرَّجُلُ جَاهِلًا بَعْدَ أَنْ يَعْلَمَ حَقَّ اللَّهِ عَلَيْهِ خَيْرٌ لَهُ مِنْ أَنْ يَقُولَ مَا لَا يَعْلَمُ
به ما رسیده است که [سلیمان بن حرب] از [یحیی بن سعید] از [القاسم] برای ما نقل کرده است که او گفته است: «کسی که پس از آنکه حق خداوند را بر خود شناخت، در جهل و نادانی به سر میبرد، بهتر از آن است که آنچه را که نمیداند، بگوید.»
امام دریمی : 112
أَخْبَرَنَا سُلَيْمَانُ بْنُ حَرْبٍ حَدَّثَنَا حَمَّادُ بْنُ زَيْدٍ عَنْ أَيُّوبَ قَالَ سَمِعْتُ الْقَاسِمَ يُسْأَلُ قَالَ إِنَّا وَاللَّهِ مَا نَعْلَمُ كُلَّ مَا تَسْأَلُونَ عَنْهُ وَلَوْ عَلِمْنَا مَا كَتَمْنَاكُمْ وَلَا حَلَّ لَنَا أَنْ نَكْتُمَكُمْ
[سلیمان بن حرب] از [حماد بن زید] از [ایوب] برای ما نقل کرده است که گفت: «شنیدم از [القاسم] چیزی پرسیده شد، پس گفت: به خدا سوگند ما همه چیزهایی را که میپرسی نمیدانیم، و اگر میدانستیم، آن را پنهان نمیکردیم، و شایسته نیست که آن را از تو پنهان کنیم.»
امام دریمی : 113
أَخْبَرَنَا سَعِيدُ بْنُ عَامِرٍ عَنْ ابْنِ عَوْنٍ قَالَ سُئِلَ الْقَاسِمُ عَنْ شَيْءٍ قَدْ سَمَّاهُ فَقَالَ مَا أَضْطَرُّ إِلَى مَشُورَةٍ وَمَا أَنَا مِنْ ذَا فِي شَيْءٍ
[سعید بن عامر] از [ابن عون] برای ما نقل کرد که گفت: «روزی از [القاسم] درباره چیزی پرسیده شد که او آن را نقل کرد، بنابراین او پاسخ داد: «من نیازی به مشورت ندارم و این را مشکلی نمیدانم.»
امام دریمی : 114
أَخْبَرَنَا مُحَمَّدُ بْنُ كَثِيرٍ عَنْ سُفْيَانَ بْنِ عُيَيْنَةَ عَنْ يَحْيَى قَالَ قُلْتُ لِلْقَاسِمِ مَا أَشَدَّ عَلَيَّ أَنْ تُسْأَلَ عَنْ الشَّيْءِ لَا يَكُونُ عِنْدَكَ وَقَدْ كَانَ أَبُوكَ إِمَامًا قَالَ إِنَّ أَشَدَّ مِنْ ذَلِكَ عِنْدَ اللَّهِ وَعِنْدَ مَنْ عَقَلَ عَنْ اللَّهِ أَنْ أُفْتِيَ بِغَيْرِ عِلْمٍ أَوْ أَرْوِيَ عَنْ غَيْرِ ثِقَةٍ
[محمد بن کثیر] از [سفیان بن عیینه] از [یحیی] برای ما روایت کرده است که گفت: «به [القاسم] گفتم: چقدر برایم سخت است اگر از تو درباره چیزی بپرسند و تو آن را ندانی در حالی که پدرت امام است؟»
امام دریمی : 115
أَخْبَرَنَا عَمْرُو بْنُ عَوْنٍ أَخْبَرَنَا هُشَيْمٌ عَنْ الْعَوَّامِ عَنْ الْمُسَيَّبِ بْنِ رَافِعٍ قَالَ كَانُوا إِذَا نَزَلَتْ بِهِمْ قَضِيَّةٌ لَيْسَ فِيهَا مِنْ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ أَثَرٌ اجْتَمَعُوا لَهَا وَأَجْمَعُوا فَالْحَقُّ فِيمَا رَأَوْا فَالْحَقُّ فِيمَا رَأَوْا أَخْبَرَنَا عَبْدُ اللَّهِ أَخْبَرَنَا يَزِيدُ عَنْ الْعَوَّامِ بِهَذَا
به ما گزارش شده است که [عمرو بن عون] از [العوام] از [المسیب بن رافع] برای ما [حسیم] نقل کرده است که او گفته است: «در گذشته، اگر آنها (صحابه) با خودشان مشکلی پیدا میکردند که از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم حکمی نداشت، فوراً برای بحث در مورد آن جمع میشدند، سپس در مورد اینکه بر چه نوع حقیقتی با هم توافق کنند، تا اینکه بر چه نوع حقیقتی با هم توافق کنند، به توافق میرسیدند.» [عبدالله] به ما گزارش داد، [یزید] از [العوام] با سرمقالهای مشابه به ما گزارش داد.
امام دریمی : 116
أَخْبَرَنَا يَحْيَى بْنُ حَسَّانَ وَمُحَمَّدُ بْنُ الْمُبَارَكِ قَالَا حَدَّثَنَا يَحْيَى بْنُ حَمْزَةَ حَدَّثَنَا أَبُو سَلَمَةَ الْحِمْصِيُّ أَنَّ وَهْبَ بْنَ عَمْرٍو الْجُمَحِيَّ حَدَّثَهُ أَنَّ النَّبِيَّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ قَالَ لَا تَعْجَلُوا بِالْبَلِيَّةِ قَبْلَ نُزُولِهَا فَإِنَّكُمْ إِنْ لَا تَعْجَلُوهَا قَبْلَ نُزُولِهَا لَا يَنْفَكُّ الْمُسْلِمُونَ وَفِيهِمْ إِذَا هِيَ نَزَلَتْ مَنْ إِذَا قَالَ وُفِّقَ وَسُدِّدَ وَإِنَّكُمْ إِنْ تَعْجَلُوهَا تَخْتَلِفْ بِكُمْ الْأَهْوَاءُ فَتَأْخُذُوا هَكَذَا وَهَكَذَا وَأَشَارَ بَيْنَ يَدَيْهِ وَعَنْ يَمِينِهِ وَعَنْ شِمَالِهِ
به ما [یحیی بن حسن] و [محمد بن مبارک] گفت: به ما [یحیی بن حمزه] گفت: به ما [ابو سلمه حمشی] گفت که [وهب بن عمرو جمحی] به او گفت: «پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: «قبل از وقوع فتنه، در درخواست آن عجله نکنید، زیرا اگر در درخواست فتنه عجله نکنید، مسلمانان متفرق نمیشوند و اگر مصیبتی رخ دهد، کسانی هستند که اگر سخن بگویند، هدایت میشوند و به راه راست هدایت میشوند، اما اگر در درخواست فتنه عجله کنید، خواستههایتان متفاوت خواهد شد. آنگاه هر یک از شما چنین و چنان رفتاری خواهید داشت.» رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم در آن زمان در حالی که به جلو، راست و چپ اشاره میکرد، این را گفت. (یعنی: رفتارش به اندازه جهت نامنظمی که نشان میدهد، آشفته است.)
امام دریمی : 117
أَخْبَرَنَا مُحَمَّدُ بْنُ الْمُبَارَكِ حَدَّثَنَا يَحْيَى بْنُ حَمْزَةَ قَالَ حَدَّثَنِي أَبُو سَلَمَةَ أَنَّ النَّبِيَّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ سُئِلَ عَنْ الْأَمْرِ يَحْدُثُ لَيْسَ فِي كِتَابٍ وَلَا سُنَّةٍ فَقَالَ يَنْظُرُ فِيهِ الْعَابِدُونَ مِنْ الْمُؤْمِنِينَ
به ما [محمد بن مبارک] گفته است به ما [یحیی بن حمزه] گفته است: به من [ابو سلمه] گفته است: «وقتی از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم درباره چیزی که اتفاق میافتاد اما در کتاب (قرآن) و سنت نیامده بود، پرسیده شد، ایشان پاسخ دادند: «(بگذارید) متخصصان عبادت از میان مؤمنان در این مورد بحث کنند»».
امام دریمی : 118
أَخْبَرَنَا أَحْمَدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ حَدَّثَنَا مُعَاذُ بْنُ مُعَاذٍ عَنْ ابْنِ عَوْنٍ قَالَ قَالَ الْقَاسِمُ إِنَّكُمْ لَتَسْأَلُونَا عَنْ أَشْيَاءَ مَا كُنَّا نَسْأَلُ عَنْهَا وَتُنَقِّرُونَ عَنْ أَشْيَاءَ مَا كُنَّا نُنَقِّرُ عَنْهَا وَتَسْأَلُونَ عَنْ أَشْيَاءَ مَا أَدْرِي مَا هِيَ وَلَوْ عَلِمْنَاهَا مَا حَلَّ لَنَا أَنْ نَكْتُمَكُمُوهَا
به ما [احمد بن عبدالله] رسیده است که [معاذ بن معاذ] از [ابن عون] برای ما نقل کرده است که او گفته است: [القاسم] گفته است: «شما درباره چیزهایی میپرسید که ما قبلاً نپرسیدیم، و چیزهایی را جستجو میکنید که ما قبلاً جستجو نکردهایم، و درباره چیزهایی میپرسید که من خودم هم نمیدانم، اگر میدانستیم، شایسته نبود که آنها را پنهان کنیم.»
امام دریمی : 119
أَخْبَرَنَا عَبْدُ اللَّهِ بْنُ صَالِحٍ حَدَّثَنِي اللَّيْثُ حَدَّثَنِي يَزِيدُ هُوَ ابْنُ أَبِي حَبِيبٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ الْأَشَجِّ أَنَّ عُمَرَ بْنَ الْخَطَّابِ قَالَ إِنَّهُ سَيَأْتِي نَاسٌ يُجَادِلُونَكُمْ بِشُبُهَاتِ الْقُرْآنِ فَخُذُوهُمْ بِالسُّنَنِ فَإِنَّ أَصْحَابَ السُّنَنِ أَعْلَمُ بِكِتَابِ اللَّهِ
به ما [عبدالله بن صالح] خبر رسیده است که [آل لیطس] از [یزید بن ابوحبیب] از [عمر بن اصیاج] نقل کرده است که [عمر بن خطاب] گفته است: «به زودی قومی خواهند آمد که با آیات تحریفشدهی قرآن با شما بحث خواهند کرد. پس با سنت با آنها مقابله کنید. در واقع، کسانی که به سنت پایبندند، به محتوای قرآن آگاهترند.»
امام دریمی : 120
أَخْبَرَنَا مُحَمَّدُ بْنُ عُيَيْنَةَ حَدَّثَنَا عَلِيٌّ هُوَ ابْنُ مُسْهِرٍ عَنْ هِشَامٍ هُوَ ابْنُ عُرْوَةَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ نَوْفَلٍ عَنْ عُرْوَةَ بْنِ الزُّبَيْرِ قَالَ مَا زَالَ أَمْرُ بَنِي إِسْرَائِيلَ مُعْتَدِلًا لَيْسَ فِيهِ شَيْءٌ حَتَّى نَشَأَ فِيهِمْ الْمُوَلَّدُونَ أَبْنَاءُ سَبَايَا الْأُمَمِ أَبْنَاءُ النِّسَاءِ الَّتِي سَبَتْ بَنُو إِسْرَائِيلَ مِنْ غَيْرِهِمْ فَقَالُوا فِيهِمْ بِالرَّأْيِ فَأَضَلُّوهُمْ
به ما رسیده است که [محمد بن عیینه] از [علی بن مشیر] از [هصیم بن عروه] از [محمد بن عبدالرحمن بن نوفل] از [عروه بن زبیر] نقل کرده است که او گفته است: «در ابتدا، وضع بنیاسرائیل عادی بود و هیچ مشکلی (در پایبندی به آموزههای دینی) وجود نداشت، تا زمانی که فرزندان زنان اسیر شده، یعنی فرزندان زنانی که بنیاسرائیل از (دشمنان) خود اسیر کرده بودند، به دنیا آمدند، سپس آنها با عقل خود در مورد امور خود (دین خود) تبلیغ کردند و بدین ترتیب آنها (سایر بنیاسرائیل) را گمراه نمودند.»