امام مالک : 1481
و حَدَّثَنِي عَنْ مَالِك عَنْ يَحْيَى بْنِ سَعِيدٍ عَنْ عَمْرَةَ بِنْتِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ أَنَّ أَبَا بَكْرٍ الصِّدِّيقَدَخَلَ عَلَى عَائِشَةَ وَهِيَ تَشْتَكِي وَيَهُودِيَّةٌ تَرْقِيهَا فَقَالَ أَبُو بَكْرٍ ارْقِيهَا بِكِتَابِ اللَّهِ
مالک از [یحیی بن سعید] از [عمره بنت عبدالرحمن] برایم نقل کرد که [ابوبکر صدیق] روزی عایشه را که در آن زمان بیمار بود، ملاقات کرد، در حالی که در کنارش زنی یهودی بود که رقیهاش را میخواند. سپس ابوبکر گفت: «او را با کتاب خدا رقیه کنید.»
امام مالک : 1482
حَدَّثَنِي عَنْ مَالِك عَنْ زَيْدِ بْنِ أَسْلَمَأَنَّ رَجُلًا فِي زَمَانِ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ أَصَابَهُ جُرْحٌ فَاحْتَقَنَ الْجُرْحُ الدَّمَ وَأَنَّ الرَّجُلَ دَعَا رَجُلَيْنِ مِنْ بَنِي أَنْمَارٍ فَنَظَرَا إِلَيْهِ فَزَعَمَا أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ قَالَ لَهُمَا أَيُّكُمَا أَطَبُّ فَقَالَا أَوَ فِي الطِّبِّ خَيْرٌ يَا رَسُولَ اللَّهِ فَزَعَمَ زَيْدٌ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ قَالَ أَنْزَلَ الدَّوَاءَ الَّذِي أَنْزَلَ الْأَدْوَاءَ
از مالک از [زید بن اسلم] برایم نقل شده است که در زمان پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم مردی زخمی داشت که خونریزی میکرد. سپس دو نفر از بنی انمار را احضار کرد و هر دو به عیادتش رفتند و به او گفتند که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم از هر دوی آنها پرسیده است: «کدام یک از شما در درمان خوب است؟» آنها پرسیدند: «آیا در درمان خیری هست، ای رسول خدا؟» زید گمان میکند که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرموده است: «آن که دارو نازل میکند، همان کسی است که بیماری را نازل میکند.»
امام مالک : 1483
و حَدَّثَنِي عَنْ مَالِك عَنْ يَحْيَى بْنِ سَعِيدٍ قَالَ بَلَغَنِيأَنَّ سَعْدَ بْنَ زُرَارَةَ اكْتَوَى فِي زَمَانِ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ مِنْ الذُّبْحَةِ فَمَاتَ
از مالک نقل شده که [یحیی بن سعید] گفت: «به من رسیده است که در زمان رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم)، سعد بن زراره به دلیل گلودرد با کی درمان شد و سپس درگذشت.»
امام مالک : 1484
و حَدَّثَنِي عَنْ مَالِك عَنْ نَافِعٍ أَنَّ عَبْدَ اللَّهِ بْنَ عُمَرَاكْتَوَى مِنْ اللَّقْوَةِ وَرُقِيَ مِنْ الْعَقْرَبِ
از مالک از [نافع] برایم روایت شد که [عبدالله بن عمر] برای درد صورتش با کِی درمان شد و همچنین برای عقرب گزیدگی با رقیه درمان شد.
امام مالک : 1485
حَدَّثَنِي عَنْ مَالِك عَنْ هِشَامِ بْنِ عُرْوَةَ عَنْ فَاطِمَةَ بِنْتِ الْمُنْذِرِ أَنَّ أَسْمَاءَ بِنْتَ أَبِي بَكْرٍ كَانَتْ إِذَا أُتِيَتْ بِالْمَرْأَةِ وَقَدْ حُمَّتْ تَدْعُو لَهَا أَخَذَتْ الْمَاءَ فَصَبَّتْهُ بَيْنَهَا وَبَيْنَ جَيْبِهَاوَقَالَتْ إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ كَانَ يَأْمُرُنَا أَنْ نُبْرِدَهَا بِالْمَاءِ
از مالک، از [هصیم بن عروه] از [فاطمه بنت منذر] برایم روایت شده است که گفت: «اگر زنی را که تب دارد نزد [اسماء بنت ابوبکر] بیاورند، به او دستور میدهد که آب بردارد و آن را بین بدن و یقه لباسش میپاشد. سپس میگوید: رسول خدا صلی الله علیه و آله به ما دستور داد که او را با آب خنک کنیم.»
امام مالک : 1486
و حَدَّثَنِي عَنْ مَالِك عَنْ هِشَامِ بْنِ عُرْوَةَ عَنْ أَبِيهِأَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ قَالَ إِنَّ الْحُمَّى مِنْ فَيْحِ جَهَنَّمَ فَابْرُدُوهَا بِالْمَاءِ
از مالک، از [هشام بن عروه] از [پدرش] برایم روایت شد که رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «تب از آتش جهنم است، پس آن را با آب خنک کنید!»
امام مالک : 1487
و حَدَّثَنِي مَالِك عَنْ نَافِعٍ عَنْ ابْنِ عُمَرَأَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ قَالَ الْحُمَّى مِنْ فَيْحِ جَهَنَّمَ فَأَطْفِئُوهَا بِالْمَاءِ
مالک از نافع از ابن عمر برایم روایت کرد که رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «تب از طغیان جهنم است، پس آن را با آب خاموش کنید.»
امام مالک : 1488
و حَدَّثَنِي عَنْ مَالِك عَنْ أَبِي بَكْرِ بْنِ نَافِعٍ عَنْ أَبِيهِ نَافِعٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عُمَرَأَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ أَمَرَ بِإِحْفَاءِ الشَّوَارِبِ وَإِعْفَاءِ اللِّحَى
از مالک، از [ابوبکر بن نافع]، از [پدرش نافع]، از [عبدالله بن عمر] برایم روایت شده است که گفت: «رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) به کوتاه کردن سبیل و گذاشتن ریش دستور داد.
امام مالک : 1489
و حَدَّثَنِي عَنْ مَالِك عَنْ ابْنِ شِهَابٍ عَنْ حُمَيْدِ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ عَوْفٍ أَنَّهُ سَمِعَ مُعَاوِيَةَ بْنَ أَبِي سُفْيَانَ عَامَ حَجَّ وَهُوَ عَلَى الْمِنْبَرِ وَتَنَاوَلَ قُصَّةً مِنْ شَعَرٍ كَانَتْ فِي يَدِ حَرَسِيٍّ يَقُولُيَا أَهْلَ الْمَدِينَةِ أَيْنَ عُلَمَاؤُكُمْ سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ يَنْهَى عَنْ مِثْلِ هَذِهِ وَيَقُولُ إِنَّمَا هَلَكَتْ بَنُو إِسْرَائِيلَ حِينَ اتَّخَذَ هَذِهِ نِسَاؤُهُمْ
مالک از [ابن شهاب] از [حمید بن عبدالرحمن بن عوف] برایم نقل کرد که شنیده است [معاویه بن ابوسفیان] در موسم حج بر منبر خطبه میخواند و در حالی که تکه مویی را که در دست نگهبانی بود، برمیداشت، میگفت: «ای مردم مدینه، علمای شما کجایند؟ من از رسول خدا صلی الله علیه و آله شنیدم که از این کار نهی میکرد. او فرمود: «بنیاسرائیل زمانی هلاک شدند که زنانشان این چیز را برداشتند.»»
امام مالک : 1490
و حَدَّثَنِي عَنْ مَالِك عَنْ زِيَادِ بْنِ سَعْدٍ عَنْ ابْنِ شِهَابٍ أَنَّهُ سَمِعَهُ يَقُولُسَدَلَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ نَاصِيَتَهُ مَا شَاءَ اللَّهُ ثُمَّ فَرَقَ بَعْدَ ذَلِكَقَالَ مَالِك لَيْسَ عَلَى الرَّجُلِ يَنْظُرُ إِلَى شَعَرِ امْرَأَةِ ابْنِهِ أَوْ شَعَرِ أُمِّ امْرَأَتِهِ بَأْسٌ
از مالک، از [زیاد بن سعد] از [ابن شهاب] برایم نقل کرد که از او شنیده است که میگفت: «رسول خدا صلی الله علیه و آله به اذن خدا موهایش را تا پیشانیاش رها کرد، سپس فرق سرش را باز کرد.» مالک گفت: «اشکالی ندارد که مرد به موی عروس یا مادرشوهرش نگاه کند.»
امام مالک : 1491
و حَدَّثَنِي عَنْ مَالِك عَنْ نَافِعٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عُمَرَأَنَّهُ كَانَ يَكْرَهُ الْإِخْصَاءَ وَيَقُولُ فِيهِ تَمَامُ الْخَلْقِ
از مالک، از [نافع]، از [عبدالله بن عمر] برایم روایت شد که او از اختگی متنفر بود و میگفت: «در آن کمال خلقت است.»
امام مالک : 1492
و حَدَّثَنِي عَنْ مَالِك عَنْ صَفْوَانَ بْنِ سُلَيْمٍ أَنَّهُ بَلَغَهُأَنَّ النَّبِيَّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ قَالَ أَنَا وَكَافِلُ الْيَتِيمِ لَهُ أَوْ لِغَيْرِهِ فِي الْجَنَّةِ كَهَاتَيْنِ إِذَا اتَّقَى وَأَشَارَ بِإِصْبُعَيْهِ الْوُسْطَى وَالَّتِي تَلِي الْإِبْهَامَ
از مالک از [شفوان بن سلیم] روایت شده که به او رسیده است که پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: «من و کسی که سرپرستی یتیمان را بر عهده میگیرد، برای او یا دیگری در بهشت چنین جایگاهی داریم، اگر پرهیزگار باشد.» سپس با انگشت وسط و اشاره اشاره کرد.
امام مالک : 1493
حَدَّثَنِي عَنْ مَالِك عَنْ يَحْيَى بْنِ سَعِيدٍأَنَّ أَبَا قَتَادَةَ الْأَنْصَارِيَّ قَالَ لِرَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ إِنَّ لِي جُمَّةً أَفَأُرَجِّلُهَا فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ نَعَمْ وَأَكْرِمْهَا فَكَانَ أَبُو قَتَادَةَ رُبَّمَا دَهَنَهَا فِي الْيَوْمِ مَرَّتَيْنِ لِمَا قَالَ لَهُ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ نَعَمْ وَأَكْرِمْهَا
از مالک از [یحیی بن سعید] برایم نقل شده است که ابو قتاده انصاری به رسول خدا صلی الله علیه و آله گفت: «من موهای بلندی دارم که تا شانههایم میرسد، آیا میتوانم آنها را مرتب کنم؟» رسول خدا صلی الله علیه و آله پاسخ داد: «بله، و آن را آراسته کنید.» ابو قتاده گاهی اوقات دو بار در روز موهایش را مسح میکرد، این بر اساس فرموده پیامبر صلی الله علیه و آله بود که فرمودند: «بله، و آن را آراسته کنید.»
امام مالک : 1494
و حَدَّثَنِي عَنْ مَالِك عَنْ زَيْدِ بْنِ أَسْلَمَ أَنَّ عَطَاءَ بْنَ يَسَارٍ أَخْبَرَهُ قَالَكَانَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ فِي الْمَسْجِدِ فَدَخَلَ رَجُلٌ ثَائِرَ الرَّأْسِ وَاللِّحْيَةِ فَأَشَارَ إِلَيْهِ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ بِيَدِهِ أَنْ اخْرُجْ كَأَنَّهُ يَعْنِي إِصْلَاحَ شَعَرِ رَأْسِهِ وَلِحْيَتِهِ فَفَعَلَ الرَّجُلُ ثُمَّ رَجَعَ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ أَلَيْسَ هَذَا خَيْرًا مِنْ أَنْ يَأْتِيَ أَحَدُكُمْ ثَائِرَ الرَّأْسِ كَأَنَّهُ شَيْطَانٌ
مالک از [زید بن اسلم] برایم نقل کرد که [عطا بن یسار] به او گفته است: «هنگامی که رسول خدا صلی الله علیه و آله در مسجد بودند، مردی با موهای ژولیده و ریش نامرتب وارد شد. رسول خدا صلی الله علیه و آله سپس با دستش به آن مرد اشاره کرد که برود، گویی میگفت: «بگذار موها و ریشش را مرتب کند.»
امام مالک : 1495
حَدَّثَنِي عَنْ مَالِك عَنْ يَحْيَى بْنِ سَعِيدٍ قَالَ أَخْبَرَنِي مُحَمَّدُ بْنُ إِبْرَاهِيمَ التَّيْمِيُّ عَنْ أَبِي سَلَمَةَ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ أَنَّ عَبْدَ الرَّحْمَنِ بْنَ الْأَسْوَدِ بْنِ عَبْدِ يَغُوثَ قَالَ وَكَانَ جَلِيسًا لَهُمْ وَكَانَ أَبْيَضَ اللِّحْيَةِ وَالرَّأْسِقَالَ فَغَدَا عَلَيْهِمْ ذَاتَ يَوْمٍ وَقَدْ حَمَّرَهُمَا قَالَ فَقَالَ لَهُ الْقَوْمُ هَذَا أَحْسَنُ فَقَالَ إِنَّ أُمِّي عَائِشَةَ زَوْجَ النَّبِيِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ أَرْسَلَتْ إِلَيَّ الْبَارِحَةَ جَارِيَتَهَا نُخَيْلَةَ فَأَقْسَمَتْ عَلَيَّ لَأَصْبُغَنَّوَأَخْبَرَتْنِي أَنَّ أَبَا بَكْرٍ الصِّدِّيقَ كَانَ يَصْبُغُ
از مالک برایم نقل شد که [یحیی بن سعید] گفت؛ [محمد بن ابراهیم تیمی] از [ابو سلمه بن عبدالرحمن] برایم نقل کرد که [عبدالرحمن بن اسود بن عبد یغوث] در حالی که با افرادی با مو و ریشهای خاکستری نشسته بود، چیزی گفت. سپس روز بعد، او برای ملاقات با افرادی که مو و ریشهایشان را قرمز کرده بودند، بیرون رفت. راوی میگوید: «مردم به او گفتند: «این بهتر است!» عبدالرحمن بن اسود گفت: «دیشب مادرم، [عایشه] همسر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم، بردهاش به نام نخیله را نزد من فرستاد. او به خدا قسم خورد که من آن را رنگ خواهم کرد.» سپس به من خبر داد که [ابوبکر صدیق] نیز موهایش را رنگ کرده است.»
امام مالک : 1496
حَدَّثَنِي عَنْ مَالِك عَنْ يَحْيَى بْنِ سَعِيدٍ قَالَ بَلَغَنِيأَنَّ خَالِدَ بْنَ الْوَلِيدِ قَالَ لِرَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ إِنِّي أُرَوَّعُ فِي مَنَامِي فَقَالَ لَهُ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ قُلْ أَعُوذُ بِكَلِمَاتِ اللَّهِ التَّامَّةِ مِنْ غَضَبِهِ وَعِقَابِهِ وَشَرِّ عِبَادِهِ وَمِنْ هَمَزَاتِ الشَّيَاطِينِ وَأَنْ يَحْضُرُونِ
از مالک برایم نقل شد که [یحیی بن سعید] گفت: به من رسیده است که خالد بن ولید به رسول خدا صلی الله علیه و آله گفت: «خواب بدی دیدهام!» رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «بخوان: اَعوذُ بِکَلِمَاتِ اللهِ تَامَتی مِن غَضَبَهِ وَ عَقَبَهِ وَ سَرِّی عِبادِهِ وَ مِن هَمَزَاتِسِ سِیاهِینِ وَ اَن یَحضُرُونَ» (به کلمات کامل خدا پناه میبرم از خشم و عذاب او و از شر بندگانش و از وسوسههای شیطان و هنگامی که آنها حاضر شوند).
امام مالک : 1497
و حَدَّثَنِي عَنْ مَالِك عَنْ يَحْيَى بْنِ سَعِيدٍ أَنَّهُ قَالَأُسْرِيَ بِرَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ فَرَأَى عِفْرِيتًا مِنْ الْجِنِّ يَطْلُبُهُ بِشُعْلَةٍ مِنْ نَارٍ كُلَّمَا الْتَفَتَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ رَآهُ فَقَالَ لَهُ جِبْرِيلُ أَفَلَا أُعَلِّمُكَ كَلِمَاتٍ تَقُولُهُنَّ إِذَا قُلْتَهُنَّ طَفِئَتْ شُعْلَتُهُ وَخَرَّ لِفِيهِ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ بَلَى فَقَالَ جِبْرِيلُ فَقُلْ أَعُوذُ بِوَجْهِ اللَّهِ الْكَرِيمِ وَبِكَلِمَاتِ اللَّهِ التَّامَّاتِ اللَّاتِي لَا يُجَاوِزُهُنَّ بَرٌّ وَلَا فَاجِرٌ مِنْ شَرِّ مَا يَنْزِلُ مِنْ السَّمَاءِ وَشَرِّ مَا يَعْرُجُ فِيهَا وَشَرِّ مَا ذَرَأَ فِي الْأَرْضِ وَشَرِّ مَا يَخْرُجُ مِنْهَا وَمِنْ فِتَنِ اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ وَمِنْ طَوَارِقِ اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ إِلَّا طَارِقًا يَطْرُقُ بِخَيْرٍ يَا رَحْمَنُ
از مالک از [یحیی بن سعید] برایم روایت شده است که گفت: «هنگامی که رسول خدا صلی الله علیه و آله مشغول اسراء بود، عفریت از جن را دید که مشعلی از آتش را به دنبال خود حمل میکرد. هر بار که سر برمیگرداند، رسول خدا صلی الله علیه و آله او را میدید. جبرئیل گفت: «آیا کلماتی به تو بیاموزم که اگر آنها را بخوانی، آتش او را فرا گیرد و به صورتش بیفتد؟» رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «بله.» جبرئیل گفت: «بخوان: «أعوذُ بِوَجْهِ اللَّهِ کَرِیماً وَ بِکَلِماتِ اللَّهِ اَتَمَّتی لَا یُجَوِیزُهُنَّ بَرَّنَّ وَ لا فَاجِرُونَ مِنْ سِرِّی مَا یَنْزِلوُ مِنَ السَّماءِ وَ سَرِّی مَا یَرُجُو» «مِنْهَا وَ مِنْ فَتْنَةِ لَیْلٰهِ وَ نَهَارِی وَ مِنْ ثَوَارِقِ عَلَیْهِ وَ نَهَارِی إِلَیْهِ ذَکَرٰا یُثْرِقُ بِخَیْرٰانِ یَرْحَمَنُ» (پناه میبرم به خداوند کریم و به کلمات کامل او که هیچ نیکوکار و گناهکاری نمیتواند از آن پیشی گیرد، از شرّی که از آسمان نازل میشود و شرّی که به سوی آن بالا میرود، و شرّی که در زمین فرو میرود و از آن بیرون میآید. از فتنههای شب و روز، و از آفات شب و روز، مگر آنچه خیری به همراه داشته باشد، ای مهربانترین مهربانان).
امام مالک : 1498
و حَدَّثَنِي مَالِك عَنْ سُهَيْلِ بْنِ أَبِي صَالِحٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَأَنَّ رَجُلًا مِنْ أَسْلَمَ قَالَ مَا نِمْتُ هَذِهِ اللَّيْلَةَ فَقَالَ لَهُ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ مِنْ أَيِّ شَيْءٍ فَقَالَ لَدَغَتْنِي عَقْرَبٌ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ أَمَا إِنَّكَ لَوْ قُلْتَ حِينَ أَمْسَيْتَ أَعُوذُ بِكَلِمَاتِ اللَّهِ التَّامَّاتِ مِنْ شَرِّ مَا خَلَقَ لَمْ تَضُرَّكَ
مالک از [سهیل بن ابوصالح] از [پدرش] از [ابوهریره] برایم نقل کرد که مردی از اسلم گفت: «دیشب نتوانستم بخوابم؟» رسول خدا صلی الله علیه و آله پرسید: «چه شده؟» او پاسخ داد: «عقرب مرا نیش زد.» پس رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «اگر بعد از ظهر این دعا را بخوانی: «أعوذ بکلمات الله اتأمّتی من سیری الخلق» (به کلمات کامل خدا از شر آنچه آفریده پناه میبرم) به تو آسیبی نخواهد رساند.»
امام مالک : 1499
و حَدَّثَنِي عَنْ مَالِك عَنْ سُمَيٍّ مَوْلَى أَبِي بَكْرٍ عَنْ الْقَعْقَاعِ بْنِ حَكِيمٍ أَنَّ كَعْبَ الْأَحْبَارِ قَالَلَوْلَا كَلِمَاتٌ أَقُولُهُنَّ لَجَعَلَتْنِي يَهُودُ حِمَارًا فَقِيلَ لَهُ وَمَا هُنَّ فَقَالَ أَعُوذُ بِوَجْهِ اللَّهِ الْعَظِيمِ الَّذِي لَيْسَ شَيْءٌ أَعْظَمَ مِنْهُ وَبِكَلِمَاتِ اللَّهِ التَّامَّاتِ الَّتِي لَا يُجَاوِزُهُنَّ بَرٌّ وَلَا فَاجِرٌ وَبِأَسْمَاءِ اللَّهِ الْحُسْنَى كُلِّهَا مَا عَلِمْتُ مِنْهَا وَمَا لَمْ أَعْلَمْ مِنْ شَرِّ مَا خَلَقَ وَبَرَأَ وَذَرَأَ
از مالک، از [سمیه] غلام سابق ابوبکر، از [قعقاع بن حکیم] روایت شده که [کعب الاحبار] گفته است: «اگر کلماتی که خواندم نبود، یهودیان مرا مانند الاغ میکردند.» سپس از او پرسیده شد: «آن کلمات چه بودند؟» او پاسخ داد: «عوودزو بی وجه اللهی الذیمی علاءذی لیسا سییون اعظم منهو و بی کلیماتیلاح تممتی للاتی لا یوجاویزوحونا برون والا فاجیرون والله علیاسم. «الیمتو منها واما لم اعلام من سیرری ما خالقا و براء و ضارعه» (به خدای بزرگی که هیچ چیز بزرگتر از او نیست پناه می برم و با کلام کامل خدا که نه نیکوکار و نه گنهکار نمی توانند از آن سبقت بگیرند، و از همه نام نیک او پناه می برم و از همه آنها پناه می برم. که آفریده یا آفریده است).
امام مالک : 1500
و حَدَّثَنِي عَنْ مَالِك عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ مَعْمَرٍ عَنْ أَبِي الْحُبَابِ سَعِيدِ بْنِ يَسَارٍ عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ أَنَّهُ قَالَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَتَعَالَى يَقُولُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ أَيْنَ الْمُتَحَابُّونَ لِجَلَالِي الْيَوْمَ أُظِلُّهُمْ فِي ظِلِّي يَوْمَ لَا ظِلَّ إِلَّا ظِلِّي
از مالک، از [عبدالله بن عبدالرحمن بن معمر]، از [ابو حباب سعید بن یسار]، از [ابوهریره] برایم نقل شده است که گفت: رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: «خداوند تبارک و تعالی در روز قیامت فرمود: کجایند کسانی که امروز خواهان جلال من بودند؟ من در روزی که سایهای جز سایه او نیست، سایهای فراهم میکنم.»