Imam Malik : 321
و حَدَّثَنِي عَنْ مَالِك عَنْ يَحْيَى بْنِ سَعِيدٍ قَالَ رَأَيْتُ أَنَسَ بْنَ مَالِكٍفِي السَّفَرِ وَهُوَ يُصَلِّي عَلَى حِمَارٍ وَهُوَ مُتَوَجِّهٌ إِلَى غَيْرِ الْقِبْلَةِ يَرْكَعُ وَيَسْجُدُ إِيمَاءً مِنْ غَيْرِ أَنْ يَضَعَ وَجْهَهُ عَلَى شَيْءٍ
به من گفته بود از مالک از [یحیی بن سعید] گفته بود؛ من [انس بن مالک] را در راه دیدم که بر روی یک خر نماز میخواند، درحالیکه خر به جهت دیگری غیر از قبله رو به رو بود. او بدون اینکه صورت خود را روی هیچ چیز بگذارد با حرکات تعظیم و سجده کرد.
Imam Malik : 322
حَدَّثَنِي يَحْيَى عَنْ مَالِك عَنْ مُوسَى بْنِ مَيْسَرَةَ عَنْ أَبِي مُرَّةَ مَوْلَى عَقِيلِ بْنِ أَبِي طَالِبٍ أَنَّ أُمَّ هَانِئٍ بِنْتَ أَبِي طَالِبٍ أَخْبَرَتْهُأَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ صَلَّى عَامَ الْفَتْحِ ثَمَانِيَ رَكَعَاتٍ مُلْتَحِفًا فِي ثَوْبٍ وَاحِدٍ
به من گفته بود یحیی از مالک از [موسی بن میصره] از [ابومره] برده سابق عاقل بن ابوطالب، [امو هانی بنت ابوطالب] به او گفت؛ که در افتتاح شهر مکه، رسول الله صلی الله علیه وسلم هشت رکعت در حالیکه یک تکه لباس پوشیده بود نماز خواند'.
Imam Malik : 323
و حَدَّثَنِي عَنْ مَالِك عَنْ أَبِي النَّضْرِ مَوْلَى عُمَرَ بْنِ عُبَيْدِ اللَّهِ أَنَّ أَبَا مُرَّةَ مَوْلَى عَقِيلِ بْنِ أَبِي طَالِبٍ أَخْبَرَهُ أَنَّهُ سَمِعَ أُمَّ هَانِئٍ بِنْتَ أَبِي طَالِبٍ تَقُولُذَهَبْتُ إِلَى رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ عَامَ الْفَتْحِ فَوَجَدْتُهُ يَغْتَسِلُ وَفَاطِمَةُ ابْنَتُهُ تَسْتُرُهُ بِثَوْبٍ قَالَتْ فَسَلَّمْتُ عَلَيْهِ فَقَالَ مَنْ هَذِهِ فَقُلْتُ أُمُّ هَانِئٍ بِنْتُ أَبِي طَالِبٍ فَقَالَ مَرْحَبًا بِأُمِّ هَانِئٍ فَلَمَّا فَرَغَ مِنْ غُسْلِهِ قَامَ فَصَلَّى ثَمَانِيَ رَكَعَاتٍ مُلْتَحِفًا فِي ثَوْبٍ وَاحِدٍ ثُمَّ انْصَرَفَ فَقُلْتُ يَا رَسُولَ اللَّهِ زَعَمَ ابْنُ أُمِّي عَلِيٌّ أَنَّهُ قَاتِلٌ رَجُلًا أَجَرْتُهُ فُلَانُ بْنُ هُبَيْرَةَ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ قَدْ أَجَرْنَا مَنْ أَجَرْتِ يَا أُمَّ هَانِئٍ قَالَتْ أُمُّ هَانِئٍ وَذَلِكَ ضُحًى
به من از مالک از [ابوندلر] برده سابق عمر بن عبیدالله گفته بود؛ که [ابومرا] یک برده سابق عقیل بن ابوطالب، به او اطلاع داد؛ که او [اُمو هانی بنت ابوطالب] را شنید که گفت؛ 'من رسول الله صلی الله علیه وسلم را زمانیکه فتح مکه واقع شد ملاقات کردم. من او را در حال حمام کردن یافتم، در حالیکه فاطمه، دخترش، او را با یک پارچه پوشانده بود. ام هانی بنت ابوطالب گفت؛ 'من بعد به او سلام گفتم'. او در پاسخ پرسید؛ 'آن کی است؟ ' من پاسخ دادم؛ 'ام هانی بنت ابوطالب'. او گفت؛ 'خوش آمدید، ای ام هانی'. بعد از غسل برخاست و با پوشیدن پیراهن هشت رکات نماز خواند. زمانیکه او تمام کرد، من گفتم؛ ای رسول الله! برادرم علی میخواست مردی را بکشد که من به او محافظت داده بودم، آن مرد فلان و فلان بن حبیره بود. سپس رسول الله صلی الله علیه وسلم گفت؛ 'ای ام هانی، ما به مردم که شما محافظت کرده اید محافظت میدهیم'. ام هانی گفت؛ 'این در گذشته اتفاق افتیده است'.
Imam Malik : 324
و حَدَّثَنِي عَنْ مَالِك عَنْ ابْنِ شِهَابٍ عَنْ عُرْوَةَ بْنِ الزُّبَيْرِ عَنْ عَائِشَةَ زَوْجِ النَّبِيِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ أَنَّهَا قَالَتْمَا رَأَيْتُ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ يُصَلِّي سُبْحَةَ الضُّحَى قَطُّ وَإِنِّي لَأَسْتَحِبُّهَا وَإِنْ كَانَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ لَيَدَعُ الْعَمَلَ وَهُوَ يُحِبُّ أَنْ يَعْمَلَهُ خَشْيَةَ أَنْ يَعْمَلَ بِهِ النَّاسُ فَيُفْرَضَ عَلَيْهِمْ
به من گفته است از مالک از [ابنو شهاب] از [عروه بن از زبیر] از [عیسیه] همسر پیامبر صلی الله علیه وسلم، او گفت؛ 'من هیچگاه ندیده ام که رسول الله صلی الله علیه وسلم نماز سنت را اول بخواند، مگر توصیه میکنم. در حقیقت، رسول الله صلی الله علیه وسلم بعضی اوقات یک عمل را ترک میکرد درحالیکه او انجام دادن آن را دوست داشت، بخاطریکه او نگران بود که اگر مردم به انجام دادن آن ادامه دهند، این عمل برای آنها واجب خواهد شد.
Imam Malik : 325
و حَدَّثَنِي عَنْ مَالِك عَنْ زَيْدِ بْنِ أَسْلَمَ عَنْ عَائِشَةَأَنَّهَا كَانَتْ تُصَلِّي الضُّحَى ثَمَانِيَ رَكَعَاتٍ ثُمَّ تَقُولُ لَوْ نُشِرَ لِي أَبَوَايَ مَا تَرَكْتُهُنَّ
این برای من از مالک از [زید بن اسلم] از [عیسیه] گفته شده است؛ که او نخست هشت رکعت نماز خواند بعد گفت؛ اگر والدین من به زندگی برگردانده میشدند من آنها را ترک نمیکردم -اول دعا-'.
Imam Malik : 326
حَدَّثَنِي يَحْيَى عَنْ مَالِك عَنْ إِسْحَقَ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ أَبِي طَلْحَةَ عَنْ أَنَسِ بْنِ مَالِكٍأَنَّ جَدَّتَهُ مُلَيْكَةَ دَعَتْ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ لِطَعَامٍ فَأَكَلَ مِنْهُ ثُمَّ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ قُومُوا فَلِأُصَلِّيَ لَكُمْ قَالَ أَنَسٌ فَقُمْتُ إِلَى حَصِيرٍ لَنَا قَدْ اسْوَدَّ مِنْ طُولِ مَا لُبِسَ فَنَضَحْتُهُ بِمَاءٍ فَقَامَ عَلَيْهِ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ وَصَفَفْتُ أَنَا وَالْيَتِيمُ وَرَاءَهُ وَالْعَجُوزُ مِنْ وَرَائِنَا فَصَلَّى لَنَا رَكْعَتَيْنِ ثُمَّ انْصَرَفَ
به من گفته است یحیی از مالک از [اسحاق بن عبدالله بن ابوطلحه] از [انس بن مالک]؛ که مادر بزرگ او، کمپورکا، رسول الله شعله الله علیه وسلم را برای اشتراک در یک غذا دعوت کرد. او بعد ظرف را خورد و گفت؛ 'شما باید بلند شوید -برای دعا کنید-، من شما را هدایت خواهم کرد'. انس گفت؛ بعد من روی فرش ما که از استفاده مکرر سیاه شده بود ایستادم. من بعد آنرا با آب پاشیدم. سپس رسول الله صلی الله علیه وسلم روی حصیر ایستاد، من و یک طفل یتیم پشت او صف کشیدیم، در حالیکه پیرها پشت سر ما ایستاده بودند. بعد او دو رکات با ما خواند، بعد رفت.'
Imam Malik : 327
و حَدَّثَنِي عَنْ مَالِك عَنْ ابْنِ شِهَابٍ عَنْ عُبَيْدِ اللَّهِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عُتْبَةَ عَنْ أَبِيهِ أَنَّهُ قَالَ دَخَلْتُ عَلَى عُمَرَ بْنِ الْخَطَّابِ بِالْهَاجِرَةِ فَوَجَدْتُهُ يُسَبِّحُفَقُمْتُ وَرَاءَهُ فَقَرَّبَنِي حَتَّى جَعَلَنِي حِذَاءَهُ عَنْ يَمِينِهِ فَلَمَّا جَاءَ يَرْفَا تَأَخَّرْتُ فَصَفَفْنَا وَرَاءَهُ
به من گفته است از مالک از [ابن شهاب] از [عبیدالله بن عبدالله بن عتبه] از [پدرش] گفت؛ من [عمر بن خطاب] را در یک بعد از ظهر بسیار گرم ملاقات کردم، و او را در حال ادای نماز سنت یافتم. من بعد در عقب او ایستادم و دعا میکردم، مگر بعد او مرا به خود نزدیک کرد تا اینکه من در سمت راست با او موازی شدم. زمانیکه یارفه آمد من فوراً عقب نشینی کردم، بعد ما پشت سر او یک ردیف کردیم.
Imam Malik : 328
حَدَّثَنِي يَحْيَى عَنْ مَالِك عَنْ زَيْدِ بْنِ أَسْلَمَ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ أَبِي سَعِيدٍ الْخُدْرِيِّ عَنْ أَبِيهِأَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ قَالَ إِذَا كَانَ أَحَدُكُمْ يُصَلِّي فَلَا يَدَعْ أَحَدًا يَمُرُّ بَيْنَ يَدَيْهِ وَلْيَدْرَأْهُ مَا اسْتَطَاعَ فَإِنْ أَبَى فَلْيُقَاتِلْهُ فَإِنَّمَا هُوَ شَيْطَانٌ
به من گفته است یحیی از مالک از [زید بن اسلم] از [عبدالرحمن بن ابوسعید الخدری] از [پدرش]؛ که رسول الله صلی الله علیه وسلم گفت؛ «هنگامی که یکی از شما نماز میخواند، اجازه ندهد کسی از پیش رویش عبور کند». بگذارید او تا حدی که ممکن است تحمل کند، اگر او امتناع کند پس او را بکشید. در حقیقت این شیطان است.
Imam Malik : 329
و حَدَّثَنِي عَنْ مَالِك عَنْ أَبِي النَّضْرِ مَوْلَى عُمَرَ بْنِ عُبَيْدِ اللَّهِ عَنْ بُسْرِ بْنِ سَعِيدٍ أَنَّ زَيْدَ بْنَ خَالِدٍ الْجُهَنِيَّ أَرْسَلَهُ إِلَى أَبِي جُهَيْمٍ يَسْأَلُهُ مَاذَا سَمِعَ مِنْ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ فِي الْمَارِّ بَيْنَ يَدَيْ الْمُصَلِّي فَقَالَ أَبُو جُهَيْمٍقَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ لَوْ يَعْلَمُ الْمَارُّ بَيْنَ يَدَيْ الْمُصَلِّي مَاذَا عَلَيْهِ لَكَانَ أَنْ يَقِفَ أَرْبَعِينَ خَيْرًا لَهُ مِنْ أَنْ يَمُرَّ بَيْنَ يَدَيْهِقَالَ أَبُو النَّضْرِ لَا أَدْرِي أَقَالَ أَرْبَعِينَ يَوْمًا أَوْ شَهْرًا أَوْ سَنَةً
این به من از مالک از [ابوندلر] یک غلام سابق عمر بن عبیدالله، از [بسر بن سعید] گفته شده است که زید بن خالد آل جهانی او را نزد [ابوجهیم] فرستاد تا از او بپرسد، چه چیزی را که او از رسول الله صلی الله علیه وسلم در مورد شخصی که از جلو مردم عبور میکرد و نماز میخواند شنیده بود. ابوجهیم پاسخ داد؛ رسول الله صلی الله علیه وسلم گفت؛ «اگر فقط کسی که از جلو نماز خواندن میگذرد بداند گناهی را که حمل میکند، یقیناً ایستادن برای چهل برای او بهتر از عبور از جلوی نماز خواندن است». ابونضلر گفت؛ 'من نمیدانم، آیا او چهل روز، یا ماه، یا سال گفت؟ '
Imam Malik : 330
و حَدَّثَنِي عَنْ مَالِك عَنْ زَيْدِ بْنِ أَسْلَمَ عَنْ عَطَاءِ بْنِ يَسَارٍ أَنَّ كَعْبَ الْأَحْبَارِ قَالَلَوْ يَعْلَمُ الْمَارُّ بَيْنَ يَدَيْ الْمُصَلِّي مَاذَا عَلَيْهِ لَكَانَ أَنْ يُخْسَفَ بِهِ خَيْرًا لَهُ مِنْ أَنْ يَمُرَّ بَيْنَ يَدَيْهِ
این به من از مالک از [زید بن اسلم] از [عثا بن یسار] مربوط شده است که [کعب الاحبار] گفته است؛ 'اگر شخص که از جلو شخص نمازگزار عبور میکند بداند گناهی را که او حمل میکند، یقیناً او بهتر از عبور از جلو او در زمین غرق خواهد شد'.
Imam Malik : 331
و حَدَّثَنِي عَنْ مَالِك عَنْ نَافِعٍ أَنَّ عَبْدَ اللَّهِ بْنَ عُمَرَكَانَ لَا يَمُرُّ بَيْنَ يَدَيْ أَحَدٍ وَلَا يَدَعُ أَحَدًا يَمُرُّ بَيْنَ يَدَيْهِ
از طرف مالک از [نافع] به من گفته شده است که [عبدالله بن عمر] هرگز از پیش کسی – که نماز میخواند – نمیگذرد و همچنین نمیگذارد کسی از پیش رویش عبور کند.
Imam Malik : 332
حَدَّثَنِي يَحْيَى عَنْ مَالِك عَنْ ابْنِ شِهَابٍ عَنْ عُبَيْدِ اللَّهِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عُتْبَةَ بْنِ مَسْعُودٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَبَّاسٍ أَنَّهُ قَالَأَقْبَلْتُ رَاكِبًا عَلَى أَتَانٍ وَأَنَا يَوْمَئِذٍ قَدْ نَاهَزْتُ الْاحْتِلَامَ وَرَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ يُصَلِّي لِلنَّاسِ بِمِنًى فَمَرَرْتُ بَيْنَ يَدَيْ بَعْضِ الصَّفِّ فَنَزَلْتُ فَأَرْسَلْتُ الْأَتَانَ تَرْتَعُ وَدَخَلْتُ فِي الصَّفِّ فَلَمْ يُنْكِرْ ذَلِكَ عَلَيَّ أَحَدٌ
به من گفته است یحیی از مالک از [ابن شهاب] از [عبیدالله بن عبدالله بن عتبه بن مسعود] از [عبدالله بن عباس] گفت؛ من سوار یک خر ماده بودم، در آن زمان من به دوره اهتلام – خواب خیس – نزدیک میشدم. رسول الله صلی الله علیه وسلم در منا رهبری مردم را نماز میخواند. از جلوی یکی از ردیف ها گذشتم، بعد پایین شدم و خرم را گذاشتم تا علف بخورد. من بعد از ردیف شکستم، مگر هیچکس مرا متوقف نکرد.
Imam Malik : 333
و حَدَّثَنِي عَنْ مَالِك عَنْ ابْنِ شِهَابٍ عَنْ سَالِمِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ أَنَّ عَبْدَ اللَّهِ بْنَ عُمَرَ كَانَ يَقُولُلَا يَقْطَعُ الصَّلَاةَ شَيْءٌ مِمَّا يَمُرُّ بَيْنَ يَدَيْ الْمُصَلِّي
از مالک از [ابن شهاب] از [سلیم بن عبدالله] به من مربوط شده است که [عبدالله بن عمر] گفته است؛ 'نماز یک شخص به علت عبور کسی از جلو او قطع شده نمیتواند'.
Imam Malik : 334
و حَدَّثَنِي عَنْ مَالِك عَنْ هِشَامِ بْنِ عُرْوَةَ أَنَّ أَبَاهُكَانَ يُصَلِّي فِي الصَّحْرَاءِ إِلَى غَيْرِ سُتْرَةٍ
از مالک از [حسیام بن عروه] به من گفته است؛ که [پدرش] بدون هیچ مانعی در صحرا دعا میکرد.
Imam Malik : 335
حَدَّثَنِي يَحْيَى عَنْ مَالِك عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ الْقَارِئِ أَنَّهُ قَالَ رَأَيْتُ عَبْدَ اللَّهِ بْنَ عُمَرَإِذَا أَهْوَى لِيَسْجُدَ مَسَحَ الْحَصْبَاءَ لِمَوْضِعِ جَبْهَتِهِ مَسْحًا خَفِيفًا
به من گفته است یحیی از مالک از [ابو جعفر قاری]؛ که او گفت؛ 'من [عبدالله بن عمر] را دیدم که او سجده کرد و سنگریزه های پیشانی خود را با یک ضربه سبک پاک کرد.
Imam Malik : 336
و حَدَّثَنِي عَنْ مَالِك عَنْ يَحْيَى بْنِ سَعِيدٍ أَنَّهُ بَلَغَهُ أَنَّ أَبَا ذَرٍّ كَانَ يَقُولُمَسْحُ الْحَصْبَاءِ مَسْحَةً وَاحِدَةً وَتَرْكُهَا خَيْرٌ مِنْ حُمْرِ النَّعَمِ
از مالک به من گفته شده است که [یحیی بن سعید] به او رسیده است؛ که [ابوذر] گفت؛ 'این فقط یک ضربه را در بر میگیرد تا سنگریزه را مالید. در ضمن ترک کردن آن بهتر از یک شتر سرخ است.
Imam Malik : 337
حَدَّثَنِي يَحْيَى عَنْ مَالِك عَنْ نَافِعٍ أَنَّ عُمَرَ بْنَ الْخَطَّابِكَانَ يَأْمُرُ بِتَسْوِيَةِ الصُّفُوفِ فَإِذَا جَاءُوهُ فَأَخْبَرُوهُ أَنْ قَدْ اسْتَوَتْ كَبَّرَ
یحیی از مالک از [نافع] به من گفت که [عمر بن خطاب] دستور داد که ردیف ها را صاف کنند. اگر بیایند و به او بگویند که ردیفها مستقیم است، پس تکبیر میگیرد.
Imam Malik : 338
و حَدَّثَنِي عَنْ مَالِك عَنْ عَمِّهِ أَبِي سُهَيْلِ بْنِ مَالِكٍ عَنْ أَبِيهِ أَنَّهُ قَالَ كُنْتُ مَعَ عُثْمَانَ بْنِ عَفَّانَفَقَامَتْ الصَّلَاةُ وَأَنَا أُكَلِّمُهُ فِي أَنْ يَفْرِضَ لِي فَلَمْ أَزَلْ أُكَلِّمُهُ وَهُوَ يُسَوِّي الْحَصْبَاءَ بِنَعْلَيْهِ حَتَّى جَاءَهُ رِجَالٌ قَدْ كَانَ وَكَلَهُمْ بِتَسْوِيَةِ الصُّفُوفِ فَأَخْبَرُوهُ أَنَّ الصُّفُوفَ قَدْ اسْتَوَتْ فَقَالَ لِي اسْتَوِ فِي الصَّفِّ ثُمَّ كَبَّرَ
این برای من از مالک از عمویش [ابوسهیل بن مالک] از [پدرش] مربوط شده است که او گفت؛ من یکبار با [عثمان بن عفان] بودم، اقامه گفته شد، در حالیکه من هنوز با او صحبت میکردم، از او میخواستم که یک واجب بدهد. و من همچنان با او صحبت میکردم درحالیکه او سنگریزه را با دو صندل اش هموار میکرد. از اینرو زمانیکه بعضی از مردان که وظیفه صاف کردن شفت را به آنها داده بودند آمدند و به او گفتند که شفت مستقیم است، او به من گفت: 'شفت را صاف کن'. پس از آن تکبیر گفت.
Imam Malik : 339
حَدَّثَنِي يَحْيَى عَنْ مَالِك عَنْ عَبْدِ الْكَرِيمِ بْنِ أَبِي الْمُخَارِقِ الْبَصْرِيِّ أَنَّهُ قَالَمِنْ كَلَامِ النُّبُوَّةِ إِذَا لَمْ تَسْتَحْيِ فَافْعَلْ مَا شِئْتَ وَوَضْعُ الْيَدَيْنِ إِحْدَاهُمَا عَلَى الْأُخْرَى فِي الصَّلَاةِ يَضَعُ الْيُمْنَى عَلَى الْيُسْرَى وَتَعْجِيلُ الْفِطْرِ وَالِاسْتِينَاءُ بِالسَّحُورِ
یحیی از مالک از [عبدالکریم بن ابو المخارق آل بشری] به من گفته است که او گفته است؛ 'از جمله اقوال پیامبران عبارت اند از؛ اگر شما شرم ندارید، پس هر طور که میخواهید انجام دهید. هنگام نماز با قرار دادن دست راست روی دست چپ، عجله کردن در هنگام افطار و پایان دادن به غذا، بازوهای خود را متقاطع کنید.
Imam Malik : 340
و حَدَّثَنِي عَنْ مَالِك عَنْ أَبِي حَازِمِ بْنِ دِينَارٍ عَنْ سَهْلِ بْنِ سَعْدٍ أَنَّهُ قَالَكَانَ النَّاسُ يُؤْمَرُونَ أَنْ يَضَعَ الرَّجُلُ الْيَدَ الْيُمْنَى عَلَى ذِرَاعِهِ الْيُسْرَى فِي الصَّلَاةِقَالَ أَبُو حَازِمٍ لَا أَعْلَمُ إِلَّا أَنَّهُ يَنْمِي ذَلِكَ
از مالک از [ابو حازم بن دینار] از [ساحل بن سعد] به من مربوط شده است که گفته است؛ 'به مردم امر شده است که یک مرد باید در جریان نماز دست راست خود را روی دست چپ خود بگذارد'. ابوحازم گفت؛ «من از سهل بن سعد چیزی نمیدانم مگر اینکه او آن را به نیک روایت کرده است».