امام مسلم : 4261
و حَدَّثَنِي يَحْيَى بْنُ حَبِيبٍ الْحَارِثِيُّ وَمُحَمَّدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ الرُّزِّيُّ قَالَا حَدَّثَنَا خَالِدُ بْنُ الْحَارِثِ عَنْ سَعِيدٍ عَنْ قَتَادَةَ قَالَ قَالَ أَنَسٌ قَالَ نَبِيُّ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ تُرَى فِيهِ أَبَارِيقُ الذَّهَبِ وَالْفِضَّةِ كَعَدَدِ نُجُومِ السَّمَاءِ و حَدَّثَنِيهِ زُهَيْرُ بْنُ حَرْبٍ حَدَّثَنَا الْحَسَنُ بْنُ مُوسَى حَدَّثَنَا شَيْبَانُ عَنْ قَتَادَةَ حَدَّثَنَا أَنَسُ بْنُ مَالِكٍ أَنَّ نَبِيَّ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ قَالَ مِثْلَهُ وَزَادَ أَوْ أَكْثَرُ مِنْ عَدَدِ نُجُومِ السَّمَاءِ
و به من [یحیی بن حبیب حارثی] و [محمد بن عبدالله رزّی] هر دو گفتهاند؛ [خالد بن حارث] از [سعید] از [قتاده] برای ما نقل کرده است؛ [انس] گفته است؛ پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «در آن (دریاچه) جامهای طلا و نقرهای نشان داده شد که تعدادشان مانند تعداد ستارگان آسمان بود.» و به من [زهیر بن حرب] خبر داده است؛ به ما [حسن بن موسی] خبر داده است؛ به ما [شیبان] از [قتاده] خبر داده است؛ به ما [انس بن مالک] گفته شده است که پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: -با حدیثی مشابه. اما یک چیز دیگر هم اضافه شده است؛ «یا حتی بیشتر از تعداد ستارگان آسمان.»
امام مسلم : 4262
حَدَّثَنِي الْوَلِيدُ بْنُ شُجَاعِ بْنِ الْوَلِيدِ السَّكُونِيُّ حَدَّثَنِي أَبِي رَحِمَهُ اللَّهُ حَدَّثَنِي زِيَادُ بْنُ خَيْثَمَةَ عَنْ سِمَاكِ بْنِ حَرْبٍ عَنْ جَابِرِ بْنِ سَمُرَةَ عَنْ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ قَالَ أَلَا إِنِّي فَرَطٌ لَكُمْ عَلَى الْحَوْضِ وَإِنَّ بُعْدَ مَا بَيْنَ طَرَفَيْهِ كَمَا بَيْنَ صَنْعَاءَ وَأَيْلَةَ كَأَنَّ الْأَبَارِيقَ فِيهِ النُّجُومُ
[ولید بن سیوجاء بن ولید سُکانی] به من خبر داد؛ [پدرم] - که خدا او را رحمت کند - به من خبر داد؛ [زیاد بن خیثمه] از [سماک بن حرب] از [جابر بن سمره] از رسول خدا صلی الله علیه و آله برایم نقل کرد که فرمود: «من به سوی دریاچهای که بین دو سر آن فاصله زیادی است، مانند فاصله بین شنع و ایله، بر شما سبقت میگیرم. شیشههای آن مانند ستارگانند.»
امام مسلم : 4263
حَدَّثَنَا قُتَيْبَةُ بْنُ سَعِيدٍ وَأَبُو بَكْرِ بْنُ أَبِي شَيْبَةَ قَالَا حَدَّثَنَا حَاتِمُ بْنُ إِسْمَعِيلَ عَنْ الْمُهَاجِرِ بْنِ مِسْمَارٍ عَنْ عَامِرِ بْنِ سَعْدِ بْنِ أَبِي وَقَّاصٍ قَالَ كَتَبْتُ إِلَى جَابِرِ بْنِ سَمُرَةَ مَعَ غُلَامِي نَافِعٍ أَخْبِرْنِي بِشَيْءٍ سَمِعْتَهُ مِنْ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ قَالَ فَكَتَبَ إِلَيَّ إِنِّي سَمِعْتُهُ يَقُولُ أَنَا الْفَرَطُ عَلَى الْحَوْضِ
به ما گفته شده است که [قتیبه بن سعید] و [ابوبکر بن ابوسیبه] هر دو گفتهاند: [حاتم بن اسماعیل] از [مهاجر بن مسمار] از [عامر بن سعد بن ابی وقاش] برای ما نقل کردهاند که من و پسرم نافع نامهای به [جابر بن سمره] با این جمله نوشتیم: «از چیزی که از رسول خدا صلی الله علیه و آله شنیدهای برایم بگو!» سپس او در پاسخ به نامه من گفت: «من از رسول خدا صلی الله علیه و آله شنیدم که فرمود: من پیشاپیش شما به سوی دریاچه خواهم رفت.»
امام مسلم : 4264
حَدَّثَنَا أَبُو بَكْرِ بْنُ أَبِي شَيْبَةَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ بِشْرٍ وَأَبُو أُسَامَةَ عَنْ مِسْعَرٍ عَنْ سَعْدِ بْنِ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ سَعْدٍ قَالَ رَأَيْتُ عَنْ يَمِينِ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ وَعَنْ شِمَالِهِ يَوْمَ أُحُدٍ رَجُلَيْنِ عَلَيْهِمَا ثِيَابُ بَيَاضٍ مَا رَأَيْتُهُمَا قَبْلُ وَلَا بَعْدُ يَعْنِي جِبْرِيلَ وَمِيكَائِيلَ عَلَيْهِمَا السَّلَام
[ابوبکر بن ابوسیبه] برای ما نقل کرد؛ [محمد بن بصیر] و [ابو اسامه] از [مسر] از [سعد بن ابراهیم] از [پدرش] از [سعد] برای ما نقل کرد که گفت: «در روز جنگ احد، دو نفر را دیدم که لباس سفید پوشیده بودند. هر یک از آنها در سمت راست و چپ رسول خدا صلی الله علیه و آله بودند که من آنها را نه قبل و نه بعد از آن ندیده بودم. آنها جبرئیل و میکائیل علیهم السلام بودند.»
امام مسلم : 4265
و حَدَّثَنِي إِسْحَقُ بْنُ مَنْصُورٍ أَخْبَرَنَا عَبْدُ الصَّمَدِ بْنُ عَبْدِ الْوَارِثِ حَدَّثَنَا إِبْرَاهِيمُ بْنُ سَعْدٍ حَدَّثَنَا سَعْدٌ عَنْ أَبِيهِ عَنْ سَعْدِ بْنِ أَبِي وَقَّاصٍ قَالَ لَقَدْ رَأَيْتُ يَوْمَ أُحُدٍ عَنْ يَمِينِ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ وَعَنْ يَسَارِهِ رَجُلَيْنِ عَلَيْهِمَا ثِيَابٌ بِيضٌ يُقَاتِلَانِ عَنْهُ كَأَشَدِّ الْقِتَالِ مَا رَأَيْتُهُمَا قَبْلُ وَلَا بَعْدُ
و [اسحاق بن منشور] به ما خبر داده است، [عبد شمد بن عبدالوارث] به ما خبر داده است، [ابراهیم بن سعد] به ما خبر داده است، [سعد] از [پدرش] از [سعد بن ابووقاش] به ما خبر داده است که او گفته است: «به راستی، من در روز جنگ احد دو مرد را دیدم که سراپا سفید پوشیده بودند. هر یک در سمت راست و چپ او بودند. هر دو شجاعانه جنگیدند. من هرگز آنها را قبل و بعد از آن ندیدم.»
امام مسلم : 4266
حَدَّثَنَا يَحْيَى بْنُ يَحْيَى التَّمِيمِيُّ وَسَعِيدُ بْنُ مَنْصُورٍ وَأَبُو الرَّبِيعِ الْعَتَكِيُّ وَأَبُو كَامِلٍ وَاللَّفْظُ لِيَحْيَى قَالَ يَحْيَى أَخْبَرَنَا و قَالَ الْآخَرَانِ حَدَّثَنَا حَمَّادُ بْنُ زَيْدٍ عَنْ ثَابِتٍ عَنْ أَنَسِ بْنِ مَالِكٍ قَالَ كَانَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ أَحْسَنَ النَّاسِ وَكَانَ أَجْوَدَ النَّاسِ وَكَانَ أَشْجَعَ النَّاسِ وَلَقَدْ فَزِعَ أَهْلُ الْمَدِينَةِ ذَاتَ لَيْلَةٍ فَانْطَلَقَ نَاسٌ قِبَلَ الصَّوْتِ فَتَلَقَّاهُمْ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ رَاجِعًا وَقَدْ سَبَقَهُمْ إِلَى الصَّوْتِ وَهُوَ عَلَى فَرَسٍ لِأَبِي طَلْحَةَ عُرْيٍ فِي عُنُقِهِ السَّيْفُ وَهُوَ يَقُولُ لَمْ تُرَاعُوا لَمْ تُرَاعُوا قَالَ وَجَدْنَاهُ بَحْرًا أَوْ إِنَّهُ لَبَحْرٌ قَالَ وَكَانَ فَرَسًا يُبَطَّأُ
[یحیی بن یحیی تمیمی] و [سعید بن منشور]، [ابو ربیع عتکی] و [ابو کامل] این لفظ را از یحیی برای ما نقل کردهاند. [یحیی] گفت: «به ما خبر داده است.» در حالی که دیگران گفتند: «حماد بن زید» از [ثابت] از [انس بن مالک] برای ما نقل کرده است. او گفت: «... «رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) بهترین، سخاوتمندترین و شجاعترین مردم بود. شبی مردم مدینه با صدایی از جا پریدند و جمعیتی به سمت صدا بیرون آمدند. در راه، به رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) برخوردند که قصد بازگشت به خانه را داشت. ظاهراً او از آنها جلوتر به جایی که صدا از آنجا میآمد رفته بود. او سوار بر اسبی بود که از ابوطلحه قرض گرفته بود و شمشیری حمل میکرد. او گفت: «من این اسب را به سرعت امواج اقیانوس میبینم.» یا به عبارت دقیقتر، «این اسب مانند امواج اقیانوس است.» انس گفت، اگرچه اسب قبلاً بسیار کند بود.»
امام مسلم : 4267
و حَدَّثَنَا أَبُو بَكْرِ بْنُ أَبِي شَيْبَةَ حَدَّثَنَا وَكِيعٌ عَنْ شُعْبَةَ عَنْ قَتَادَةَ عَنْ أَنَسٍ قَالَ كَانَ بِالْمَدِينَةِ فَزَعٌ فَاسْتَعَارَ النَّبِيُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ فَرَسًا لِأَبِي طَلْحَةَ يُقَالُ لَهُ مَنْدُوبٌ فَرَكِبَهُ فَقَالَ مَا رَأَيْنَا مِنْ فَزَعٍ وَإِنْ وَجَدْنَاهُ لَبَحْرًا و حَدَّثَنَاه مُحَمَّدُ بْنُ الْمُثَنَّى وَابْنُ بَشَّارٍ قَالَا حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ جَعْفَرٍ ح و حَدَّثَنِيهِ يَحْيَى بْنُ حَبِيبٍ حَدَّثَنَا خَالِدٌ يَعْنِي ابْنَ الْحَارِثِ قَالَا حَدَّثَنَا شُعْبَةُ بِهَذَا الْإِسْنَادِ وَفِي حَدِيثِ ابْنِ جَعْفَرٍ قَالَ فَرَسًا لَنَا وَلَمْ يَقُلْ لِأَبِي طَلْحَةَ وَفِي حَدِيثِ خَالِدٍ عَنْ قَتَادَةَ سَمِعْتُ أَنَسًا
و پس از آنکه [ابوبکر بن ابو سیابه] برای ما [وکیع] از [سیوبه] از [قتاده] از [انس] روایت کرد، گفت: «روزی (مردم) مدینه با صدایی وحشتزده شدند. پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم با عجله اسب ابوطلحه را که به «مندوب» معروف بود، قرض گرفت. سپس بر آن سوار شد. پس از آن فرمود: «ما چیز عجیبی ندیدیم، اما این اسب را در حال دویدن بسیار سریع یافتیم، مانند امواج دریا.» و به ما [محمد بن مثنی] و [ابن بصیر] هر دو گفتهاند؛ به ما [محمد بن جعفر] گفتهاند. (و از طریق دیگری روایت شده است) به من گفت؛ [یحیی بن حبیب] به ما گفت؛ [خالد یعنی ابن حارث] گفت؛ از این طریق به ما [سیوعه] گفت. و در حدیث ابن جعفر آمده است؛ انس گفت: «اسب از ماست»، - او اسب متعلق به ابوطلحه را ذکر نکرد. - در حالی که در حدیث خالد آمده است؛ از قتاده شنیدم که انس گفت.
امام مسلم : 4268
حَدَّثَنَا مَنْصُورُ بْنُ أَبِي مُزَاحِمٍ حَدَّثَنَا إِبْرَاهِيمُ يَعْنِي ابْنَ سَعْدٍ عَنْ الزُّهْرِيِّ ح و حَدَّثَنِي أَبُو عِمْرَانَ مُحَمَّدُ بْنُ جَعْفَرِ بْنِ زِيَادٍ وَاللَّفْظُ لَهُ أَخْبَرَنَا إِبْرَاهِيمُ عَنْ ابْنِ شِهَابٍ عَنْ عُبَيْدِ اللَّهِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عُتْبَةَ بْنِ مَسْعُودٍ عَنْ ابْنِ عَبَّاسٍ قَالَ كَانَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ أَجْوَدَ النَّاسِ بِالْخَيْرِ وَكَانَ أَجْوَدَ مَا يَكُونُ فِي شَهْرِ رَمَضَانَ إِنَّ جِبْرِيلَ عَلَيْهِ السَّلَام كَانَ يَلْقَاهُ فِي كُلِّ سَنَةٍ فِي رَمَضَانَ حَتَّى يَنْسَلِخَ فَيَعْرِضُ عَلَيْهِ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ الْقُرْآنَ فَإِذَا لَقِيَهُ جِبْرِيلُ كَانَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ أَجْوَدَ بِالْخَيْرِ مِنْ الرِّيحِ الْمُرْسَلَةِ و حَدَّثَنَاه أَبُو كُرَيْبٍ حَدَّثَنَا ابْنُ مُبَارَكٍ عَنْ يُونُسَ ح و حَدَّثَنَا عَبْدُ بْنُ حُمَيْدٍ أَخْبَرَنَا عَبْدُ الرَّزَّاقِ أَخْبَرَنَا مَعْمَرٌ كِلَاهُمَا عَنْ الزُّهْرِيِّ بِهَذَا الْإِسْنَادِ نَحْوَهُ
به ما [منصور بن ابو حازم] گفته شده است. به ما [ابراهیم] یعنی ابن سعد از [زهری] گفته شده است. به همین ترتیب از طریق دیگری نیز روایت شده است: و به من [ابو عمران محمد بن جعفر بن زیاد] گفته شده است که این لفظ از آن اوست. [ابن شهاب] از [عبیدالله بن عبدالله بن عتبه بن مسعود] از [ابن عباس رضی الله عنه] نقل کرده است که او گفته است: «رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم سخاوتمندترین کسی بود که به ویژه در ماه رمضان کارهای نیک انجام میداد. زیرا جبرئیل هر سال هر شب تا پایان ماه رمضان با او ملاقات میکرد. رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم به خواندن قرآن او گوش میداد (و جبرئیل گوش میداد). وقتی جبرئیل نزد او میآمد، او در انجام کارهای نیک از بادی که میوزید، فعالتر بود.» و برای ما [ابو کریب] روایت شده است. برای ما [ابن مبارک] از [یونس] روایت شده است. به همین ترتیب از طریق دیگری نیز روایت شده است. و برای ما [عباد بن حمید] روایت شده است. برای ما [عبدالرزاق] روایت شده است. و برای ما [معمر] هر دو از این طریق با حدیث مشابه روایت شده است.
امام مسلم : 4269
حَدَّثَنَا سَعِيدُ بْنُ مَنْصُورٍ وَأَبُو الرَّبِيعِ قَالَا حَدَّثَنَا حَمَّادُ بْنُ زَيْدٍ عَنْ ثَابِتٍ الْبُنَانِيِّ عَنْ أَنَسِ بْنِ مَالِكٍ قَالَ خَدَمْتُ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ عَشْرَ سِنِينَ وَاللَّهِ مَا قَالَ لِي أُفًّا قَطُّ وَلَا قَالَ لِي لِشَيْءٍ لِمَ فَعَلْتَ كَذَا وَهَلَّا فَعَلْتَ كَذَا زَادَ أَبُو الرَّبِيعِ لَيْسَ مِمَّا يَصْنَعُهُ الْخَادِمُ وَلَمْ يَذْكُرْ قَوْلَهُ وَاللَّهِ و حَدَّثَنَاه شَيْبَانُ بْنُ فَرُّوخَ حَدَّثَنَا سَلَّامُ بْنُ مِسْكِينٍ حَدَّثَنَا ثَابِتٌ الْبُنَانِيُّ عَنْ أَنَسٍ بِمِثْلِهِ
به ما گفته شده است که [سعید بن منصور] و [ابو ربیع] هر دو گفتهاند: [حماد بن زید] از [ثابت البنانی] از [انس بن مالک رضی الله عنه] برای ما نقل کرده است که گفت: «من ده سال خدمتکار پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بودم. به خدا قسم، در این مدت هرگز به من «اُف» نگفت و هرگز با این کلمات بر من فریاد نزد: «هی، چرا این کار را کردی؟» ابو ربیع افزود: «کاری را انجام میدهم که شایسته یک کنیز نیست.» و نگفت: «برای خدا.» و [سیابن بن فرخ] آن را برای ما نقل کرده است. [سلام بن مسکین] نیز حدیث مشابهی را برای ما نقل کرده است. [ثابت البنانی] از [انس] حدیث مشابهی را برای ما نقل کرده است.
امام مسلم : 4270
و حَدَّثَنَاه أَحْمَدُ بْنُ حَنْبَلٍ وَزُهَيْرُ بْنُ حَرْبٍ جَمِيعًا عَنْ إِسْمَعِيلَ وَاللَّفْظُ لِأَحْمَدَ قَالَا حَدَّثَنَا إِسْمَعِيلُ بْنُ إِبْرَاهِيمَ حَدَّثَنَا عَبْدُ الْعَزِيزِ عَنْ أَنَسٍ قَالَ لَمَّا قَدِمَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ الْمَدِينَةَ أَخَذَ أَبُو طَلْحَةَ بِيَدِي فَانْطَلَقَ بِي إِلَى رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ فَقَالَ يَا رَسُولَ اللَّهِ إِنَّ أَنَسًا غُلَامٌ كَيِّسٌ فَلْيَخْدُمْكَ قَالَ فَخَدَمْتُهُ فِي السَّفَرِ وَالْحَضَرِ وَاللَّهِ مَا قَالَ لِي لِشَيْءٍ صَنَعْتُهُ لِمَ صَنَعْتَ هَذَا هَكَذَا وَلَا لِشَيْءٍ لَمْ أَصْنَعْهُ لِمَ لَمْ تَصْنَعْ هَذَا هَكَذَا
[احمد بن حنبل] و [زهیر بن حرب] همه اینها را از [اسماعیل] برای ما نقل کردهاند. این لفظ متعلق به احمد است، هر دو گفتند. [اسماعیل بن ابراهیم] برای ما نقل کرده است. [عبدالعزیز] از [انس] برای ما نقل کرده است که گفت: «وقتی رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به مدینه رسید، ابوطلحه مرا به ملاقات رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم برد و گفت: «ای رسول خدا، این انس کودک باهوشی است، او را خدمتکار خود قرار بده.» انس گفت: «پس من همیشه در خانه و سفر به رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم کمک میکردم. به خدا سوگند، هرگز ندیدم که او مرا به خاطر کاری که با کلمات انجام میدادم سرزنش کند: «چرا این کار را اینطور انجام نمیدهی؟» و نه به خاطر کاری که با کلمات انجام نمیدهم: «چرا اینطور انجام ندادهای؟»
امام مسلم : 4271
حَدَّثَنَا أَبُو بَكْرِ بْنُ أَبِي شَيْبَةَ وَابْنُ نُمَيْرٍ قَالَا حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ بِشْرٍ حَدَّثَنَا زَكَرِيَّاءُ حَدَّثَنِي سَعِيدٌ وَهُوَ ابْنُ أَبِي بُرْدَةَ عَنْ أَنَسٍ قَالَ خَدَمْتُ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ تِسْعَ سِنِينَ فَمَا أَعْلَمُهُ قَالَ لِي قَطُّ لِمَ فَعَلْتَ كَذَا وَكَذَا وَلَا عَابَ عَلَيَّ شَيْئًا قَطُّ
برای ما نقل شده است که [ابوبکر بن ابوسیبه] و [ابن نمیر] هر دو گفتند: [محمد بن بسیار] به ما گفت، [زکریا] به ما گفت، [سعید] به من گفت، یعنی ابن ابوبرده از [انس] که گفت: «من نه سال به پیامبر صلی الله علیه و آله خدمت کردم، هرگز ندیدم که او مرا سرزنش کند که چرا این کار و آن کار را کردی؟» و او هرگز از من انتقاد نکرد.
امام مسلم : 4272
حَدَّثَنِي أَبُو مَعْنٍ الرَّقَاشِيُّ زَيْدُ بْنُ يَزِيدَ أَخْبَرَنَا عُمَرُ بْنُ يُونُسَ حَدَّثَنَا عِكْرِمَةُ وَهُوَ ابْنُ عَمَّارٍ قَالَ قَالَ إِسْحَقُ قَالَ أَنَسٌ كَانَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ مِنْ أَحْسَنِ النَّاسِ خُلُقًا فَأَرْسَلَنِي يَوْمًا لِحَاجَةٍ فَقُلْتُ وَاللَّهِ لَا أَذْهَبُ وَفِي نَفْسِي أَنْ أَذْهَبَ لِمَا أَمَرَنِي بِهِ نَبِيُّ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ فَخَرَجْتُ حَتَّى أَمُرَّ عَلَى صِبْيَانٍ وَهُمْ يَلْعَبُونَ فِي السُّوقِ فَإِذَا رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ قَدْ قَبَضَ بِقَفَايَ مِنْ وَرَائِي قَالَ فَنَظَرْتُ إِلَيْهِ وَهُوَ يَضْحَكُ فَقَالَ يَا أُنَيْسُ أَذَهَبْتَ حَيْثُ أَمَرْتُكَ قَالَ قُلْتُ نَعَمْ أَنَا أَذْهَبُ يَا رَسُولَ اللَّهِ قَالَ أَنَسٌ وَاللَّهِ لَقَدْ خَدَمْتُهُ تِسْعَ سِنِينَ مَا عَلِمْتُهُ قَالَ لِشَيْءٍ صَنَعْتُهُ لِمَ فَعَلْتَ كَذَا وَكَذَا أَوْ لِشَيْءٍ تَرَكْتُهُ هَلَّا فَعَلْتَ كَذَا وَكَذَا
به من گفته است [ابو معن رقاسی، زید بن یزید] به ما گفته است [عمر بن یونس] به ما گفته است [عکرمه] به ما گفته است، یعنی ابن عمار، او گفته است؛ [اسحاق] گفته است؛ [انس] گفته است: «پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم مردی با زیباترین اخلاق بود. روزی مرا به دنبال کاری فرستاد. به خدا سوگند، من هرگز برای نیازهای خودم سفر نمیکنم، بلکه همیشه برای انجام دستورات پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم میروم. روزی داشتم میرفتم که اتفاقاً به چند کودک برخوردم که در بازار بازی میکردند. ناگهان پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم از پشت به شانهام زد. به او نگاه کردم و او لبخند زد. سپس گفت: «سلام، انس کوچولو! آیا آنچه را که دستور دادم انجام دادی؟ گفتم: «بله، برای انجام آن خواهم رفت، ای رسول خدا.» انس گفت: «به خدا سوگند، من نه سال است که به رسول خدا کمک میکنم و هرگز ندیدهام که او مرا به خاطر کاری که انجام دادهام با این کلمات سرزنش کند: «چرا فلان کار را نمیکنی؟» یا به خاطر کاری که انجام نمیدهم با این کلمات سرزنش کند: «باید اینطور و اینطور باشد.»
امام مسلم : 4273
و حَدَّثَنَا شَيْبَانُ بْنُ فَرُّوخَ وَأَبُو الرَّبِيعِ قَالَا حَدَّثَنَا عَبْدُ الْوَارِثِ عَنْ أَبِي التَّيَّاحِ عَنْ أَنَسِ بْنِ مَالِكٍ قَالَ كَانَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ أَحْسَنَ النَّاسِ خُلُقًا
و برای ما روایت شده است که [سیابن بن فاروق] و [ابو ربیع] هر دو گفتهاند: [عبدالوارث] از [ابو الطیة] از [انس بن مالک] برای ما روایت کرده است که گفت: «رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم خوش اخلاقترین فرد بود.»
امام مسلم : 4274
حَدَّثَنَا أَبُو بَكْرِ بْنُ أَبِي شَيْبَةَ وَعَمْرٌو النَّاقِدُ قَالَا حَدَّثَنَا سُفْيَانُ بْنُ عُيَيْنَةَ عَنْ ابْنِ الْمُنْكَدِرِ سَمِعَ جَابِرَ بْنَ عَبْدِ اللَّهِ قَالَ مَا سُئِلَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ شَيْئًا قَطُّ فَقَالَ لَا و حَدَّثَنَا أَبُو كُرَيْبٍ حَدَّثَنَا الْأَشْجَعِيُّ ح و حَدَّثَنِي مُحَمَّدُ بْنُ الْمُثَنَّى حَدَّثَنَا عَبْدُ الرَّحْمَنِ يَعْنِي ابْنَ مَهْدِيٍّ كِلَاهُمَا عَنْ سُفْيَانَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْمُنْكَدِرِ قَالَ سَمِعْتُ جَابِرَ بْنَ عَبْدِ اللَّهِ يَقُولُا مِثْلَهُ سَوَاءً
به ما گفته شده است که [ابوبکر بن ابی سیابه] و [عمرو النقید] هر دو گفتهاند: [سفیان بن عیینه] از [منکدر] برای ما نقل کرده است که از [جابر بن عبدالله] شنیده است که میگفت: «هرگاه از رسول خدا صلی الله علیه و آله چیزی خواسته میشد، هرگز پاسخ منفی نمیداد.» و [ابو کریب] برای ما نقل کرده است و [اشجعی] نیز به همین ترتیب از طریق دیگری روایت شده است و [محمد بن مثنی] برای ما نقل کرده است و [عبدالرحمن] یعنی ابن مهدی هر دو از [سفیان] از [محمد بن منکدر] نقل کرده است که گفت: من از [جابر بن عبدالله] شنیدهام که میگفت: - با حدیثی مشابه -
امام مسلم : 4275
و حَدَّثَنَا عَاصِمُ بْنُ النَّضْرِ التَّيْمِيُّ حَدَّثَنَا خَالِدٌ يَعْنِي ابْنَ الْحَارِثِ حَدَّثَنَا حُمَيْدٌ عَنْ مُوسَى بْنِ أَنَسٍ عَنْ أَبِيهِ قَالَ مَا سُئِلَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ عَلَى الْإِسْلَامِ شَيْئًا إِلَّا أَعْطَاهُ قَالَ فَجَاءَهُ رَجُلٌ فَأَعْطَاهُ غَنَمًا بَيْنَ جَبَلَيْنِ فَرَجَعَ إِلَى قَوْمِهِ فَقَالَ يَا قَوْمِ أَسْلِمُوا فَإِنَّ مُحَمَّدًا يُعْطِي عَطَاءً لَا يَخْشَى الْفَاقَةَ
و [اشم بن نضیر تیمی] برای ما نقل کرده است، [خالد] یعنی ابن حارث برای ما نقل کرده است، [حمید] از [موسی بن انس] از [پدرش] رضی الله عنهما نقل کرده است که فرمود: «از رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم هرگز به خاطر اسلام چیزی خواسته نشد، بلکه همیشه آن را انجام میداد. روزی مردی نزد او آمد و او بزی را بین دو کوه به او داد. سپس آن مرد به روستای خود بازگشت و به قومش فریاد زد: «ای قوم من! همگی به اسلام بگروید! محمد به من هدیهای داده است که خود از فقر نمیترسد.»
امام مسلم : 4276
حَدَّثَنَا أَبُو بَكْرِ بْنُ أَبِي شَيْبَةَ حَدَّثَنَا يَزِيدُ بْنُ هَارُونَ عَنْ حَمَّادِ بْنِ سَلَمَةَ عَنْ ثَابِتٍ عَنْ أَنَسٍ أَنَّ رَجُلًا سَأَلَ النَّبِيَّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ غَنَمًا بَيْنَ جَبَلَيْنِ فَأَعْطَاهُ إِيَّاهُ فَأَتَى قَوْمَهُ فَقَالَ أَيْ قَوْمِ أَسْلِمُوا فَوَاللَّهِ إِنَّ مُحَمَّدًا لَيُعْطِي عَطَاءً مَا يَخَافُ الْفَقْرَ فَقَالَ أَنَسٌ إِنْ كَانَ الرَّجُلُ لَيُسْلِمُ مَا يُرِيدُ إِلَّا الدُّنْيَا فَمَا يُسْلِمُ حَتَّى يَكُونَ الْإِسْلَامُ أَحَبَّ إِلَيْهِ مِنْ الدُّنْيَا وَمَا عَلَيْهَا
[ابوبکر بن ابوسیبه] برای ما نقل کرده است. [یزید بن هارون] از [حماد بن سلامه] از [ثابت] از [انس رضی الله عنه] برای ما نقل کرده است که گفت: مردی از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بزی را بین دو کوه خواست. سپس رسول خدا بدون هیچ تردیدی بز را به آن شخص داد. سپس آن مرد نزد قوم خود آمد و گفت: ای قوم من! همگی به دین اسلام درآیید! به خدا سوگند، محمد صلی الله علیه و آله و سلم بدون ترس از فقر، به من هدیهای داده است. انس گفت: اگر کسی به خاطر ثروت دنیا به اسلام گرویده باشد، به این خاطر اسلام نیاورده است که اسلام نزد او از دنیا و هر آنچه در آن است، محبوبتر باشد.
امام مسلم : 4277
و حَدَّثَنِي أَبُو الطَّاهِرِ أَحْمَدُ بْنُ عَمْرِو بْنِ سَرْحٍ أَخْبَرَنَا عَبْدُ اللَّهِ بْنُ وَهْبٍ أَخْبَرَنِي يُونُسُ عَنْ ابْنِ شِهَابٍ قَالَ غَزَا رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ غَزْوَةَ الْفَتْحِ فَتْحِ مَكَّةَ ثُمَّ خَرَجَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ بِمَنْ مَعَهُ مِنْ الْمُسْلِمِينَ فَاقْتَتَلُوا بِحُنَيْنٍ فَنَصَرَ اللَّهُ دِينَهُ وَالْمُسْلِمِينَ وَأَعْطَى رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ يَوْمَئِذٍ صَفْوَانَ بْنَ أُمَيَّةَ مِائَةً مِنْ النَّعَمِ ثُمَّ مِائَةً ثُمَّ مِائَةً قَالَ ابْنُ شِهَابٍ حَدَّثَنِي سَعِيدُ بْنُ الْمُسَيَّبِ أَنَّ صَفْوَانَ قَالَ وَاللَّهِ لَقَدْ أَعْطَانِي رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ مَا أَعْطَانِي وَإِنَّهُ لَأَبْغَضُ النَّاسِ إِلَيَّ فَمَا بَرِحَ يُعْطِينِي حَتَّى إِنَّهُ لَأَحَبُّ النَّاسِ إِلَيَّ
و [ابو طاهر احمد بن عمرو بن سرح] برای ما نقل کرد [عبدالله بن وهب] برای ما نقل کرد [یونس] از [ابن شهاب] برایم نقل کرد که گفت: «پس از آنکه رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم شهر مکه را فتح کرد، با لشکریانش برای جنگ در حنین رفت. در آن نبرد، خداوند دین خود و مسلمانان را پیروز کرد. و رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به شفوان بن امیه صد رأس گاو و سپس دویست رأس دیگر اضافه کرد.» [ابن شهاب] گفت؛ [سعید بن مسیب] برای من نقل کرد که [شفوان] گفت: «به خدا سوگند، رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به من هدایای زیادی داده است. در واقع، او قبلاً کسی بود که از همه بیشتر از او متنفر بودم، اما چون همیشه به من هدیه میداد، اکنون کسی است که بیشتر از همه دوستش دارم.»
امام مسلم : 4278
حَدَّثَنَا عَمْرٌو النَّاقِدُ حَدَّثَنَا سُفْيَانُ بْنُ عُيَيْنَةَ عَنْ ابْنِ الْمُنْكَدِرِ أَنَّهُ سَمِعَ جَابِرَ بْنَ عَبْدِ اللَّهِ ح و حَدَّثَنَا إِسْحَقُ أَخْبَرَنَا سُفْيَانُ عَنْ ابْنِ الْمُنْكَدِرِ عَنْ جَابِرٍ وَعَنْ عَمْرٍو عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ عَنْ جَابِرٍ أَحَدُهُمَا يَزِيدُ عَلَى الْآخَرِ ح و حَدَّثَنَا ابْنُ أَبِي عُمَرَ وَاللَّفْظُ لَهُ قَالَ قَالَ سُفْيَانُ سَمِعْتُ مُحَمَّدَ بْنَ الْمُنْكَدِرِ يَقُولُ سَمِعْتُ جَابِرَ بْنَ عَبْدِ اللَّهِ قَالَ سُفْيَانُ وَسَمِعْتُ أَيْضًا عَمْرَو بْنَ دِينَارٍ يُحَدِّثُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ قَالَ سَمِعْتُ جَابِرَ بْنَ عَبْدِ اللَّهِ وَزَادَ أَحَدُهُمَا عَلَى الْآخَرِ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ لَوْ قَدْ جَاءَنَا مَالُ الْبَحْرَيْنِ لَقَدْ أَعْطَيْتُكَ هَكَذَا وَهَكَذَا وَهَكَذَا وَقَالَ بِيَدَيْهِ جَمِيعًا فَقُبِضَ النَّبِيُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ قَبْلَ أَنْ يَجِيءَ مَالُ الْبَحْرَيْنِ فَقَدِمَ عَلَى أَبِي بَكْرٍ بَعْدَهُ فَأَمَرَ مُنَادِيًا فَنَادَى مَنْ كَانَتْ لَهُ عَلَى النَّبِيِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ عِدَةٌ أَوْ دَيْنٌ فَلْيَأْتِ فَقُمْتُ فَقُلْتُ إِنَّ النَّبِيَّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ قَالَ لَوْ قَدْ جَاءَنَا مَالُ الْبَحْرَيْنِ أَعْطَيْتُكَ هَكَذَا وَهَكَذَا وَهَكَذَا فَحَثَى أَبُو بَكْرٍ مَرَّةً ثُمَّ قَالَ لِي عُدَّهَا فَعَدَدْتُهَا فَإِذَا هِيَ خَمْسُ مِائَةٍ فَقَالَ خُذْ مِثْلَيْهَا حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ حَاتِمِ بْنِ مَيْمُونٍ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ بَكْرٍ أَخْبَرَنَا ابْنُ جُرَيْجٍ أَخْبَرَنِي عَمْرُو بْنُ دِينَارٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ عَنْ جَابِرِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ قَالَ وَأَخْبَرَنِي مُحَمَّدُ بْنُ الْمُنْكَدِرِ عَنْ جَابِرِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ قَالَ لَمَّا مَاتَ النَّبِيُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ جَاءَ أَبَا بَكْرٍ مَالٌ مِنْ قِبَلِ الْعَلَاءِ بْنِ الْحَضْرَمِيِّ فَقَالَ أَبُو بَكْرٍ مَنْ كَانَ لَهُ عَلَى النَّبِيِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ دَيْنٌ أَوْ كَانَتْ لَهُ قِبَلَهُ عِدَةٌ فَلْيَأْتِنَا بِنَحْوِ حَدِيثِ ابْنِ عُيَيْنَةَ
[عمرو عن ناقد] برای ما نقل کرده است. [سفیان بن عیینه] از [ابو منکدر] برای ما نقل کرده است که از [جابر بن عبدالله] همین روایت را از طریق دیگری شنیده است. و [اسحاق] برای ما نقل کرده است. [سفیان] از [ابن منکدر] از [جابر] و از [عمرو] از [محمد بن علی] از [جابر] که هر کدام به دیگری میافزاید. همچنین از طریق دیگری نقل شده است. و برای ما نقل کرده است که این لفظ از اوست. او میگوید؛ [سفیان] گفت: از [محمد بن منکدر] شنیدم که میگفت؛ از [جابر بن عبدالله] شنیدم که میگفت؛ و همچنین از [عمرو بن دینار] داستانی از [محمد بن علی] شنیدم که گفت؛ از [جابر بن عبدالله] شنیدم که هر یک از این دو به دیگری میافزاید. او میگوید: رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «وقتی اموال بحرین به دست ما رسید، فلان و فلان را به تو خواهم داد (در حالی که با دو دست اشاره کرد).» معلوم شد که رسول خدا صلی الله علیه و آله قبل از رسیدن اموال بحرین به ما، از دنیا رفته است. سرانجام، ابوبکر جانشین رسول خدا در رهبری شد. پس از آن، ابوبکر گفت: «هر کسی که رسول خدا به او وعده داده است (سهمی از داراییها به او داده شود) یا از او بدهی و طلب دارد، نزد من بیاید! (جابر) گفت. به محض اینکه بلند شدم، گفتم: «ای ابوبکر، رسول خدا صلی الله علیه و آله یک بار فرمود: «اگر گنجینههای سرزمین بحرین به ما برسد، فلان و فلان به تو میدهم.» سپس ابوبکر گنج را یکجا به من داد و گفت: «بشمار!» سپس من آن را شمردم. معلوم شد که فقط پانصد عدد است. ابوبکر گفت: «دو برابر آن را بگیر (تا مطابق وعده رسول خدا باشد). به ما گفته است [محمد بن حاتم بن میمون] به ما گفته است [محمد بن بکر] [ابن جریج] برای ما نقل کرده است. [عمرو بن دینار] از [محمد بن علی] از [جابر بن عبدالله] برای من نقل کرده است. و [محمد بن منکدر] از [جابر بن عبدالله] برای من نقل کرده است که: «هنگامی که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم درگذشت، ناگهان اموال علاء بن حضرمی به ابوبکر داده شد. پس ابوبکر گفت: «هر کس که بدهی و طلبکاری دارد یا رسول الله به او وعده داده است (که سهمی از داراییهایش به او داده شود)، نزد من بیاید!» - مشابه حدیث ابن عیینه.
امام مسلم : 4279
حَدَّثَنَا هَدَّابُ بْنُ خَالِدٍ وَشَيْبَانُ بْنُ فَرُّوخَ كِلَاهُمَا عَنْ سُلَيْمَانَ وَاللَّفْظُ لِشَيْبَانَ حَدَّثَنَا سُلَيْمَانُ بْنُ الْمُغِيرَةِ حَدَّثَنَا ثَابِتٌ الْبُنَانِيُّ عَنْ أَنَسِ بْنِ مَالِكٍ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ وُلِدَ لِي اللَّيْلَةَ غُلَامٌ فَسَمَّيْتُهُ بِاسْمِ أَبِي إِبْرَاهِيمَ ثُمَّ دَفَعَهُ إِلَى أُمِّ سَيْفٍ امْرَأَةِ قَيْنٍ يُقَالُ لَهُ أَبُو سَيْفٍ فَانْطَلَقَ يَأْتِيهِ وَاتَّبَعْتُهُ فَانْتَهَيْنَا إِلَى أَبِي سَيْفٍ وَهُوَ يَنْفُخُ بِكِيرِهِ قَدْ امْتَلَأَ الْبَيْتُ دُخَانًا فَأَسْرَعْتُ الْمَشْيَ بَيْنَ يَدَيْ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ فَقُلْتُ يَا أَبَا سَيْفٍ أَمْسِكْ جَاءَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ فَأَمْسَكَ فَدَعَا النَّبِيُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ بِالصَّبِيِّ فَضَمَّهُ إِلَيْهِ وَقَالَ مَا شَاءَ اللَّهُ أَنْ يَقُولَ فَقَالَ أَنَسٌ لَقَدْ رَأَيْتُهُ وَهُوَ يَكِيدُ بِنَفْسِهِ بَيْنَ يَدَيْ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ فَدَمَعَتْ عَيْنَا رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ فَقَالَ تَدْمَعُ الْعَيْنُ وَيَحْزَنُ الْقَلْبُ وَلَا نَقُولُ إِلَّا مَا يَرْضَى رَبُّنَا وَاللَّهِ يَا إِبْرَاهِيمُ إِنَّا بِكَ لَمَحْزُونُونَ
به ما گفته شده است که [هذاب بن خالد] و [سیابان بن فرخ] هر دو از [سلیمان] هستند و این لفظ متعلق به سیابان است؛ [سلیمان بن مغیره] به ما گفته است؛ [ثابت البنانی] از [انس بن مالک] به ما گفته است؛ رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: «شبی فرزندم به دنیا آمد، پسر بچهای بود، بنابراین او را به نام پدرم ابراهیم نامگذاری کردم. سپس او کودک را به ام سیف، همسر آهنگری به نام ابو سیف، سپرد. رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم نزد او رفت و من نیز همراهش بودم. وقتی به خانه ابو سیف رسیدیم، دیدم که او در حال فوت کردن آتشدان آهنی خود است، به طوری که خانه پر از دود شد. بنابراین فوراً جلوی رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم رفتم، سپس به ابو سیف گفتم: «ایست! پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم آمده است!» پس او ایستاد. سپس پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم از نوزاد پرسید و آن را در آغوش خود قرار داد. پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم هر چه که خدا میخواست، گفت. انس گفت: «هنگامی که مرگ به سراغش آمد، نوزاد را در آغوشش دیدم که بسیار آرام بود. پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم گریه کرد و اشک ریخت. ایشان فرمودند: «اشکها جاری میشوند، قلبهای ما ممکن است غمگین باشند، اما نباید جز آنچه پروردگارمان میپسندد، بگوییم. به خدا سوگند، ای ابراهیم، ما واقعاً به خاطر تو غمگین هستیم!»
امام مسلم : 4280
حَدَّثَنَا زُهَيْرُ بْنُ حَرْبٍ وَمُحَمَّدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ نُمَيْرٍ وَاللَّفْظُ لِزُهَيْرٍ قَالَا حَدَّثَنَا إِسْمَعِيلُ وَهُوَ ابْنُ عُلَيَّةَ عَنْ أَيُّوبَ عَنْ عَمْرِو بْنِ سَعِيدٍ عَنْ أَنَسِ بْنِ مَالِكٍ قَالَ مَا رَأَيْتُ أَحَدًا كَانَ أَرْحَمَ بِالْعِيَالِ مِنْ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ قَالَ كَانَ إِبْرَاهِيمُ مُسْتَرْضِعًا لَهُ فِي عَوَالِي الْمَدِينَةِ فَكَانَ يَنْطَلِقُ وَنَحْنُ مَعَهُ فَيَدْخُلُ الْبَيْتَ وَإِنَّهُ لَيُدَّخَنُ وَكَانَ ظِئْرُهُ قَيْنًا فَيَأْخُذُهُ فَيُقَبِّلُهُ ثُمَّ يَرْجِعُ قَالَ عَمْرٌو فَلَمَّا تُوُفِّيَ إِبْرَاهِيمُ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ إِنَّ إِبْرَاهِيمَ ابْنِي وَإِنَّهُ مَاتَ فِي الثَّدْيِ وَإِنَّ لَهُ لَظِئْرَيْنِ تُكَمِّلَانِ رَضَاعَهُ فِي الْجَنَّةِ
[زهیر بن حرب] و [محمد بن عبدالله بن نمیر] این عبارت را از زهیر برای ما نقل کردهاند، هر دو گفتهاند؛ [اسماعیل] به ما خبر داده است، یعنی ابن علیّه از [ایوب] از [عمرو بن سعید] از [انس بن مالک] که گفت؛ «من هرگز کسی را مهربانتر از رسول خدا صلی الله علیه و آله نسبت به خانوادهاش ندیدهام.» انس گفت: ابراهیم (پسرش) در خانوادهای در روستایی در تپههای مدینه بزرگ شده بود. روزی او به دیدارش رفت و ما نیز با او رفتیم. او وارد خانهای شد که در آن زمان پر از دود بود، زیرا والدین سرپرست ابراهیم آهنگر بودند. سپس پیامبر صلی الله علیه و آله ابراهیم را در آغوش گرفت و بوسید و سپس به خانه رفت. عمرو گفت: «وقتی ابراهیم درگذشت، پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: در واقع، ابراهیم پسر من بود. او در سن شیردهی درگذشت.»