Hadith Representative
Enam orang bergantian menunggangi satu unta hingga kuku kaki mereka tercabut dan dibalut sobekan kain, sebab dinamakannya Perang Dzatur Riqa'
Imam Muslim : 3387حَدَّثَنَا أَبُو عَامِرٍ عَبْدُ اللَّهِ بْنُ بَرَّادٍ الْأَشْعَرِيُّ وَمُحَمَّدُ بْنُ الْعَلَاءِ الْهَمْدَانِيُّ وَاللَّفْظُ لِأَبِي عَامِرٍ قَالَا حَدَّثَنَا أَبُو أُسَامَةَ عَنْ بُرَيْدِ بْنِ أَبِي بُرْدَةَ عَنْ أَبِي بُرْدَةَ عَنْ أَبِي مُوسَى قَالَ خَرَجْنَا مَعَ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ فِي غَزَاةٍ وَنَحْنُ سِتَّةُ نَفَرٍ بَيْنَنَا بَعِيرٌ نَعْتَقِبُهُ قَالَ فَنَقِبَتْ أَقْدَامُنَا فَنَقِبَتْ قَدَمَايَ وَسَقَطَتْ أَظْفَارِي فَكُنَّا نَلُفُّ عَلَى أَرْجُلِنَا الْخِرَقَ فَسُمِّيَتْ غَزْوَةَ ذَاتِ الرِّقَاعِ لِمَا كُنَّا نُعَصِّبُ عَلَى أَرْجُلِنَا مِنْ الْخِرَقِ قَالَ أَبُو بُرْدَةَ فَحَدَّثَ أَبُو مُوسَى بِهَذَا الْحَدِيثِ ثُمَّ كَرِهَ ذَلِكَ قَالَ كَأَنَّهُ كَرِهَ أَنْ يَكُونَ شَيْئًا مِنْ عَمَلِهِ أَفْشَاهُ قَالَ أَبُو أُسَامَةَ وَزَادَنِي غَيْرُ بُرَيْدٍ وَاللَّهُ يُجْزِي بِهِ
این توسط [ابوامیر عبدالله بن براد آل عصیری] و [محمد بن العلاء الحمدانی] به ما گفته شده است در حالیکه لفادز از امیر است، هر دوی آنها گفتند؛ به ما [ابو اسامه] از [بورید بن ابو بورده] از [ابو بورده] از [ابوموسی] گفته است او گفت؛ 'ما یکبار با رسول الله صلی الله علیه وسلم بیرون رفتیم تا با چندین نفر که میخواستند حمله کنند روبرو شویم، در آن زمان تقریباً شش نفر بودیم که سوار یک شتر بودیم که ما به نوبت سوار آن میشدیم'. ابو موسی گفت؛ بعد پاهای ما زخمی شدند، طوریکه پاهای من زخمی شدند، بعضی از ناخن های پا من حتی یک به یک افتیدند. ما با هم پاهای خود را با یک تکه پارچه پیچیدیم. بخاطریکه ما پاهای زخمی خود را با یک تکه پارچه باند کردیم، این جنگ جنگ دزاتو ار ریقا نامیده شد. ابو برده میگوید: «ابوموسی باری این حدیث را برای من نقل کرد، اما سپس از آن متنفر شد». معلوم میشود که او از آن نفرت دارد زمانیکه اعمال او عامه گردد.' ابو اسامه گفت: «و جدا از بورید کسی نیز بود که به من افزود، یعنی: «الله تو را اجر بدهد».